ادبیات تطبیقی
سید مهدی نوری کیذقانی؛ نفیسه دلقندی؛ بلاسم محسنی
چکیده
رمان های پست مدرن«الاسود یلیق بک» احلام مستغانمی و«چراغ ها را من خاموش می کنم» زویا پیرزاد روایتگر زندگی زنانی هستند که مورد ستم جامعه مردسالار واقع گشته و در حسرت زندگی نزیسته خویش تباه می گردند. اهمیت و ضرورت این پژوهش از آن جهت است که چون این دو رمان به خوبی ظلم و ستم روا شده در حق زنان را به تصویر کشیده اند و از این جهت ...
بیشتر
رمان های پست مدرن«الاسود یلیق بک» احلام مستغانمی و«چراغ ها را من خاموش می کنم» زویا پیرزاد روایتگر زندگی زنانی هستند که مورد ستم جامعه مردسالار واقع گشته و در حسرت زندگی نزیسته خویش تباه می گردند. اهمیت و ضرورت این پژوهش از آن جهت است که چون این دو رمان به خوبی ظلم و ستم روا شده در حق زنان را به تصویر کشیده اند و از این جهت برای واکاوی فمنیسم مناسب می باشد. این پژوهش که به شیوه ی تحلیل محتوا صورت پذیرفته بر آن است تا مصادیق بارز مردسالاری و زن ستیزی در آنها و تأثیر هنجارهای مردسالارانه در شکل گیری شخصیت های دو رمان و مصادیق بارز تلاش های زنان برای احیای ارزش های فمنیسم در دو جامعه الجزایر و ایران پرده بردارد. یافته های پژوهش نشان میدهد که مهمترین جلوه های فمنیسم در این دو رمان عبارتند از: نابرابری جنسیتی و روا داشتن انواع خشونت نسبت به زنان از سوی مردان، ازدواج به مثابه یک دستاورد مهم برای زن، زنان و مشارکت فعال در عرصه های سیاسی و تقابل و رقابت زنان با یکدیگر؛ که به ترتیب در اولی شاهد خشونت روانی مردان نسبت زنان، در دومی شاهد سرسپردگی تمام عیار زنان در برابر مردان به امید تحقق یافتن ازدواج، در سومی شاهد به پاخیزی زنان جهت احقاق حقوقشان و در آخری شاهد دفاع زنان از هنجارهای جامعه مردسالار به سبب رقابت و تقابل آنان با یکدیگر می باشیم.
زبان و ادبیات انگلیسی
سعید رحیمی پور؛ غلامرضا محمدی
چکیده
ادبیات تطبیقی زمینهٔ بررسی آثار هنری مختلف و بازنماییِ شباهتها و تفاوتهای آنها را فراهم میآورد. با انتخاب عنصر شخصیتپردازی بهعنوان موضوعِ محوری و با تکیه بر رویکرد تحلیل محتوا و زمینه، دو رمانِ آلدوس هاکسلی — «دنیای قشنگِ نو» — و رمانِ فلانری اوکانر — «وایز بلاد» — مورد مطالعه قرار گرفتند تا روشِ روایتِ ...
بیشتر
ادبیات تطبیقی زمینهٔ بررسی آثار هنری مختلف و بازنماییِ شباهتها و تفاوتهای آنها را فراهم میآورد. با انتخاب عنصر شخصیتپردازی بهعنوان موضوعِ محوری و با تکیه بر رویکرد تحلیل محتوا و زمینه، دو رمانِ آلدوس هاکسلی — «دنیای قشنگِ نو» — و رمانِ فلانری اوکانر — «وایز بلاد» — مورد مطالعه قرار گرفتند تا روشِ روایتِ داستانی هر یک در بازنماییِ مسئلهٔ «وجود انسان» تبیین شود. روششناسیِ پژوهش شامل تحلیل ساختاریِ لایههای روایی، بررسیِ نمادها و کنشهای شخصیتها و مطالعهٔ موقعیتهای فرهنگی ـ تاریخی متنها بود که به استخراجِ الگوهای مشترک و متمایز در شیوهٔ نمایشِ وجود انجامید. نتایج نشان داد که هاکسلی با تکیه بر گونهٔ دیستوپیِ طنزآمیز و بهرهگیری از منظرهای زیستی و فناورانه، تصویری از انسانِ مدرن ارائه میدهد که در آن خودآگاهی و کنترلِ فناوری نقشِ تعیینکنندهای در تغییرِ ماهیتِ وجودی ایفا میکند، در حالی که اوکانر روایتِ خود را بر بنیادِ نظریهٔ ادبیِ «معمای الاهی» و از منظرهای دینی و روحانی قرار میدهد و انسان را در برابر پرسشهای اخلاقی و متافیزیکی مینهد. تحلیل تطبیقی نشان میدهد هر یک از نویسندگان از ابزارهای روایتگری متفاوتی برای مجسم ساختنِ نسبتِ مفهومیِ «خدا» و جایگاهِ انسان استفاده کردهاند و خواننده را نسبت به کوششِ بیملاحظهٔ انسانِ مدرن برای دگرگونیِ فلسفهٔ وجودیاش هشدار میدهند. این مطالعه بر اهمیتِ خوانشِ میانمتنی و بازنماییِ فرهنگی و اجتماعی در فهمِ پیچیدگیهای وجود انسان تأکید دارد.
ادبیات تطبیقی
عاطفه رحمانی؛ مهین حاجی زاده؛ عبدالاحد غیبی
چکیده
نظریه نشانهشناسی منطقی گیرو بخشی از نظریه نشانهشناسی اوست که طی آن رمزگانها را به سه دسته منطقی، زیبایی شناسانه و اجتماعی تقسیم کرده است. رمزگانهای منطقی، مبتنی بر تجربه عقلی-عینی انسانها هستند و با رابطه علی و معلولی پدیدهها سر و کار دارند. از آن جایی که این نظریه را در تحلیل اشعار و متون ادبی نیز میتوان استفاده کرد، پژوهش ...
بیشتر
نظریه نشانهشناسی منطقی گیرو بخشی از نظریه نشانهشناسی اوست که طی آن رمزگانها را به سه دسته منطقی، زیبایی شناسانه و اجتماعی تقسیم کرده است. رمزگانهای منطقی، مبتنی بر تجربه عقلی-عینی انسانها هستند و با رابطه علی و معلولی پدیدهها سر و کار دارند. از آن جایی که این نظریه را در تحلیل اشعار و متون ادبی نیز میتوان استفاده کرد، پژوهش حاضر که با روش تحلیلی-توصیفی انجام شده، اشعار عزالدین میهوبی و احمد شاملو را بر مبنای نظریه نشانهشناسی منطقی گیرو و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، تحلیل کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که رمزگانهای منطقی در اشعار دو شاعر در رمزگانهای عملی، معرفتشناختی و پیرازبانی تجلی یافتهاند. استفاده از خون شهدا در قالب رمزگان عملی در شرایطی که کشور در خفقان و ظلمت به سر میبرد به عنوان محرکی برای تنظیم حرکت جمعی مردم در برابر حاکمان ظالم است. به کارگیری کهن الگوی مسیح در قالب رمزگان معرفت شناختی که نویدبخش و تداعی کننده غم و اندوه است، وضعیت اندوهناک وطن دو شاعر را مجسم میکند. رمزگانهای پیرازبانی نیز به صورت رمزگانهای هموندی، فاصله ای و جایگزین های زبان به کار رفته اند؛ این موارد از وجوه تشابه در اشعار این دو شاعر است که در پرتو رمزگانهای منطقی مورد واکاوی قرار گرفته است و به کمک هر یک از رمزگانها می توان به لایه های پنهانی معنا و مفاهیم شعری آنان دست یافت. نوع احساسات شعری (شخصی و اجتماعی) و تفاوت فرهنگی و مذهبی از وجوه اختلافی اشعار این دو شاعر است.
ادبیات تطبیقی
مهدی یاری؛ سید مهدی نوری کیذقانی؛ مهدی خرمی سرحوضکی؛ حسین شمسآبادی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی مؤلفۀ «مقاومت در برابر فرهنگپذیری» در شخصیتهای دو عارف بزرگ اسلامی، سهروردی و ابن عربی، در دو رمان فارسی و عربی انجام شده است. مبنای نظری تحقیق، نظریۀ هرم نیازهای آبراهام مازلو است که یکی از مهمترین نظریات شخصیتشناسی در روانشناسی انسانگرا به شمار میرود. بر اساس این نظریه، انسان پس از تأمین نیازهای ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی مؤلفۀ «مقاومت در برابر فرهنگپذیری» در شخصیتهای دو عارف بزرگ اسلامی، سهروردی و ابن عربی، در دو رمان فارسی و عربی انجام شده است. مبنای نظری تحقیق، نظریۀ هرم نیازهای آبراهام مازلو است که یکی از مهمترین نظریات شخصیتشناسی در روانشناسی انسانگرا به شمار میرود. بر اساس این نظریه، انسان پس از تأمین نیازهای اولیه، به مرحلۀ خودشکوفایی میرسد و در این مرحله، ویژگیهایی چون استقلال، اصالت، و مقاومت در برابر فرهنگپذیری را از خود بروز میدهد. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر استقـرای ناقص است. در این راستا، دو رمان قلندر و قلعه (دربارۀ سهروردی) و موت صغیر (دربارۀ ابن عربی) بهصورت تطبیقی بررسی شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در هر دو رمان شخصیتهای اصلی، مسیر رشد را از سطوح ابتدایی هرم نیازها آغاز کرده و در نهایت به مرحلۀ خودشکوفایی رسیدهاند. در این مرحله، آنان با نقد برخی اندیشههای رایج، مقابله با قدرتهای حاکم، و بیاعتنایی به عرف اجتماعی، نمونههای بارزی از مقاومت در برابر فرهنگپذیری را نشان میدهند. در نتیجه، میتوان گفت مقاومت در برابر فرهنگپذیری، مؤلفهای اساسی در تبیین شخصیت خودشکوفای این دو عارف است.
ادبیات تطبیقی
زیبا محمودی؛ علیرضا منوچهریان؛ محمدحسن حسنزاده نیری؛ غلامرضا مستعلی پارسا
چکیده
تحلیل و مقایسۀ متون با یکدیگر در حوزۀ نقد و نظریه یکی از روشهای جدید و کاربردی تحقیق به شمار میرود، در این راستا نظریۀ بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمدهترین مسأله در نظریۀ بینامتنیت کشف شباهتهای متون است و دانشمندان این نظریه معتقدندکه متن نظامی بسته ...
بیشتر
تحلیل و مقایسۀ متون با یکدیگر در حوزۀ نقد و نظریه یکی از روشهای جدید و کاربردی تحقیق به شمار میرود، در این راستا نظریۀ بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمدهترین مسأله در نظریۀ بینامتنیت کشف شباهتهای متون است و دانشمندان این نظریه معتقدندکه متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفتوگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیشمتن به وجود نیامده و هر متنی بر پایۀ متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزلسرای عرب که در قرن هفتم میزیسته، شابظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلیترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهتهای مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحتناپذیری عاشق، وفای عهد، اشکریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریۀ بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شابظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونههایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کردهایم.
ادبیات تطبیقی
علی اکبر نورسیده؛ علی باقری؛ محمد فاطمی
چکیده
نشانهشناسی پییرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانههای زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدانها تعلق میگیرد مورد واکاوی قرار میدهد. رمزگان زیباییشناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانههای القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانههای چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن ...
بیشتر
نشانهشناسی پییرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانههای زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدانها تعلق میگیرد مورد واکاوی قرار میدهد. رمزگان زیباییشناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانههای القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانههای چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی میدهد که در این حالت تحلیلگر با نشانههایی روبه رو است که به شکل نظامی در آمدهاند. رنگ سبز از جمله نشانههایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابلهای دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی میشود. از این رو مقاله حاضر میکوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پییر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژهای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد میکنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگواژه سبز قلمداد میکنند.علاوه بر این رنگواژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زندهدلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.
ادبیات تطبیقی
کمال رسولیان؛ فاطمه مدرسی
چکیده
دو نویسنده ادبیات داستانی ایران و مصر، غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ، در دو اثر همنام خود با عنوانِ گدا، به موضوعات اجتماعی مهمی در برخوردِ جامعه با پدیدة مدرنیته پرداخته اند. پژوهش حاضر، با تکیه بر دیالکتیک هگل، به تحلیل تطبیقی ایندو اثر، پرداخته و برنهاد (تز) سنت، برابرنهاد (آنتیتز) مدرنیته و همنهاد (سنتز) پیامدهای اینتعارض ...
بیشتر
دو نویسنده ادبیات داستانی ایران و مصر، غلامحسین ساعدی و نجیب محفوظ، در دو اثر همنام خود با عنوانِ گدا، به موضوعات اجتماعی مهمی در برخوردِ جامعه با پدیدة مدرنیته پرداخته اند. پژوهش حاضر، با تکیه بر دیالکتیک هگل، به تحلیل تطبیقی ایندو اثر، پرداخته و برنهاد (تز) سنت، برابرنهاد (آنتیتز) مدرنیته و همنهاد (سنتز) پیامدهای اینتعارض را در دو جامعه ایران و مصر واکاوی میکند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در داستان «گدا»ی ساعدی، سنت از طریق احترام به خانواده، پایبندی به ارزشهای روستایی و اعتقادات مذهبی نمایان است و مدرنیته با فروپاشی کانون خانواده، گسترش فساد اخلاقی و بیاعتنایی به دین، برابرنهاد آن را شکل میدهد. در «الشّحاذ»، سنت در وفاداری خانوادگی، نوستالژی گذشته و سادگی و صمیمیت روستایی تجلی مییابد، درحالیکه مدرنیته با علمزدگی، سردی روابط اجتماعی و بیحرمتی به مقدسات در تقابل با آن، قرار میگیرد. دیالکتیک هگل نشان میدهد که این تضادها بهمثابه نیروی محرکهای در بطن تاریخ عملکرده که نطفههای یکدیگر را در خود پرورش میدهند. پیامد این صیرورت (سنتز) در هر دو اثر، اضطراب، ترس و تنهایی است که در ارتباط با عُمرحمزاوی، شخصیت اصلی الشّحاذ، بهشکلِ پوچی و گمگشتگی در معنای زندگی نیز، تجلیمییابد. جستار پیشِرو، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، ضمن برجستهسازی جنبههای منفی مدرنیته، نشان میدهد که هر دو نویسنده با نگاهی انتقادی، گذارِ ناتمام از سنت به مدرنیته را بهتصویرکشیده و عمیقاً به تبعات اجتماعی این تحول پرداختهاند.
ادبیات تطبیقی
سیده محبوبه حسینی فارسانی؛ احسان اسماعیلی طاهری؛ علی نجفی ایوکی
چکیده
فرید الدین عطار (540 ق)، شاعر پرآوازه ایران زمین، و حسن أَمرانی (1949م) شاعر سرشناس کشور مغرب، دو تن از شاعران برجسته در ادبیات جهان هستند که هر دو در آثارشان به فراخوانی و دخالت دهی عارف نامی «شیخ صنعان» پرداخته و هر یک از رهگذر آن شخصیت کهن، ارزش والای عشق و دلدادگی را ترسیم نمودند. در این پژوهش دو متن با دو زبان متفاوت و با ...
بیشتر
فرید الدین عطار (540 ق)، شاعر پرآوازه ایران زمین، و حسن أَمرانی (1949م) شاعر سرشناس کشور مغرب، دو تن از شاعران برجسته در ادبیات جهان هستند که هر دو در آثارشان به فراخوانی و دخالت دهی عارف نامی «شیخ صنعان» پرداخته و هر یک از رهگذر آن شخصیت کهن، ارزش والای عشق و دلدادگی را ترسیم نمودند. در این پژوهش دو متن با دو زبان متفاوت و با مضامین و موضوعات واحد مورد واکاوی قرار می گیرد؛ متن نخست، حکایت شیخ صنعان اثر فرید الدین عطار، و متن دوم، حکایت شیخ صنعان اثر حسن الامرانی است. در پرتو اهمیت مسأله، پژوهش حاضر -که بر اساس مکتب فرانسوی در حوزۀ ادبیات تطبیقی و به شیوۀ توصیفی_تحلیلی شکل گرفته- در پی همسنجی و تحلیل این دو منظومه است و تلاش دارد با توجه به اصل حکایت، به ارائۀ برخی شباهتها و تفاوتها بپردازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عمدهترین شباهت این دو اثر، انتخاب هدفمند دالّ حکایت شیخ صنعان در عنوان دو سروده، کثرت عبادت و مریدان شیخ صنعان است. از جمله تفاوتها میتوان به اختلاف در نحوه خواب دیدن و کیفیت عشق، نصیحت مریدان و تفاوت در تحلیل ساختاری اشاره کرد.
ادبیات تطبیقی
عبدالله عابدی خواه؛ علی ضیغمی؛ رضا قلی پور
چکیده
با بررسی آثار شاعران و نویسندگان در طول تاریخ با ادیبان و شاعرانی مواجه میشویم که از وضعیت موجود جامعۀ خود در زمینه های مختلف بیزاری جسته اند. این ناقدان بهدلیل برخورداری از روحیهای انتقادی نمی توانند بهراحتی از این ناهنجاریها بگذرند؛ بنابراین به شیوه های گوناگون بسته به شرایط حاکم بر جامعه، کاستیها و انحرافات ...
بیشتر
با بررسی آثار شاعران و نویسندگان در طول تاریخ با ادیبان و شاعرانی مواجه میشویم که از وضعیت موجود جامعۀ خود در زمینه های مختلف بیزاری جسته اند. این ناقدان بهدلیل برخورداری از روحیهای انتقادی نمی توانند بهراحتی از این ناهنجاریها بگذرند؛ بنابراین به شیوه های گوناگون بسته به شرایط حاکم بر جامعه، کاستیها و انحرافات را به منظور آگاهکردن مردم و اصلاح این ناهنجاریها مورد انتقاد قرار می دهند. در این ارتباط ابوالعلاء معرّی و عبید زاکانی دو تن از ادیبان بزرگ در ادب عربی و فارسی هستند که ناهنجاریهای اخلاقی و اجتماعی دوران خود را در قالب نقد اجتماعی بیان کردهاند. لذا در این پژوهش بر اساس«روش تطبیقی» نقد هر یک از این دو شاعر بر اوضاع اجتماعی دوران خود را مورد بررسی قرارداده ایم که با بررسی زمینه های مشترک اجتماعی در اشعار این دو شاعر دریافتیم، هر دو از شعر خود به عنوان سلاحی برنده برای بیان مسائل اجتماعی استفاده کرده تا بتوانند ناهنجاری هایی نظیر: بی عدالتی و ستمگری طبقات حاکم، حیله و فریبکاری، زهد ریایی، جهل و سادگی مردم و دیگر انحرافات موجود در جامعۀ خود را مورد انتقاد قرار دهند.
ادبیات تطبیقی
حمید آقاجانی؛ فاطمه کریمی
چکیده
شرایط سیاسی و اجتماعی ملل مختلف همواره دو شریان مهم در انتقال فرهنگ و ادبیات به قلمرو یکدیگر بوده است. در دورۀ اسلامی نفوذ دستگاههای سیاسی اعراب مسلمان در مرزهای ایران، سبب شد که به صورت خودکار سیاست، فرهنگ و ادبیات دو ملل بر یکدیگر اثر بگذارد و عالمان، دانشمندان و ادیبانی فرهیخته ظهور یابند که امروزه نیز در نوع خود منحصر به فردند. ...
بیشتر
شرایط سیاسی و اجتماعی ملل مختلف همواره دو شریان مهم در انتقال فرهنگ و ادبیات به قلمرو یکدیگر بوده است. در دورۀ اسلامی نفوذ دستگاههای سیاسی اعراب مسلمان در مرزهای ایران، سبب شد که به صورت خودکار سیاست، فرهنگ و ادبیات دو ملل بر یکدیگر اثر بگذارد و عالمان، دانشمندان و ادیبانی فرهیخته ظهور یابند که امروزه نیز در نوع خود منحصر به فردند. از ادبای کم نظیر دو ادبیات فارسی و عربی می توان به نظامی عروضی و ابوبکر صولی اشاره کرد. نظامی از مؤلفان شناخته شدۀ ادبیات فارسی کوشیده در چهار مقاله وظایف چهار طبقۀ مهم در دستگاه سیاسی حکومت را معرفی کند که یکی از این طبقات مختص به دبیری و شرایط و صفات آن است. همچنین ابوبکر صولی در کتاب، ادب الکُتّاب، کوشیده به اهمیت وظایف دبیر در دستگاه سیاسی بپردازد. وی در آموزههای خود وجوه اشتراکی با نظامی عروضی دارد که البته این بدان معنا نیست دو مؤلف از یکدیگر اثر پذیرفته اند؛ چه بسا نفوذ فرهنگ دو ملل در قلمرو یکدیگر سبب شده تشابهاتی در آموزه های ایشان یافت شود که در کنار وجوه افتراق این تعالیم، قابل تأمل و بررسی است. بنابراین پژوهش پیشرو کوشیده در چشماندازی تطبیقی و با هدف شناخت همگونی ها و ناهمگونی های این دو اثر، آنها را مورد نقد و تطبیق قرار دهد.
ادبیات تطبیقی
کیامرث شاه ولی
چکیده
دوبیتی یکی از قالبها و گونههای شعری است که کاربرد دوبیتی در ادبیات فارسی پرکاربردتر از ادبیات عربی است. دو فرهنگ، دو زبان و دو ملّیت ایرانی و عربی دارای تعاملات مشترکی در ابعاد مختلف هستند. بدون تردید سبکها، قالبهای شعری و بحور عروضی از این تعامل و به دنبال آن تأثیر و تأثّر بیبهره نبوده است. این تحقیق با هدف بررسی کاربرد دوبیتی ...
بیشتر
دوبیتی یکی از قالبها و گونههای شعری است که کاربرد دوبیتی در ادبیات فارسی پرکاربردتر از ادبیات عربی است. دو فرهنگ، دو زبان و دو ملّیت ایرانی و عربی دارای تعاملات مشترکی در ابعاد مختلف هستند. بدون تردید سبکها، قالبهای شعری و بحور عروضی از این تعامل و به دنبال آن تأثیر و تأثّر بیبهره نبوده است. این تحقیق با هدف بررسی کاربرد دوبیتی در ادبیات فارسی و ادبیات عربی با روش تحقیق تحلیل محتوا و بر اساس شیوههای پژوهشی نوین ادبیات تطبیقی و بهویژه مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی انجام گرفته است. یافتههای این پژوهش بهصورت مختصر عبارتاند از: در باب خاستگاه دوبیتی، در منابع مورد مطالعه سه دیدگاه وجود دارد: دیدگاهی که خاستگاه آن نوع قالب شعری را پیش از اسلام میداند. دیدگاهی که زایش آن را قرن سوم هجری دانسته است و دیدگاهی که منشأ دوبیتی را بیرون از ادبیات فارسی و ادبیات عربی میداند. به طور قاطع پژوهشگران عرصه ادب فارسی و عربی با استدلالهای منطقی و علمی اثبات کردهاند، این وزن شعری در ادب عربی وجود نداشته و برگرفته از ادبیات فارسی و تحت تأثیر آن ادبیات در ادبیات عربی رواج یافته است.
ادبیات تطبیقی
فاروق نعمتی؛ سهیلا کاظم علیلو؛ پروین خلیلی؛ مسعود باوان پوری
چکیده
مطالعات تطبیقی یکی از علوم روزآمد و تأثیرگذاری است که دارای رویکردهای مختلفی است؛ یکی از این رویکردها، تصویرشناسی است که به بررسی چهرۀ خودی یا دیگری در ادبیات میپردازد. طالب عمران، یکی از نویسندگان سوری است که در کشور هند تحصیل کرده است. حاصل مدت تحصیل وی در این کشور، رمان أحزان السندباد است که با دیدی عمیق و دقیق به توصیف جنبههای ...
بیشتر
مطالعات تطبیقی یکی از علوم روزآمد و تأثیرگذاری است که دارای رویکردهای مختلفی است؛ یکی از این رویکردها، تصویرشناسی است که به بررسی چهرۀ خودی یا دیگری در ادبیات میپردازد. طالب عمران، یکی از نویسندگان سوری است که در کشور هند تحصیل کرده است. حاصل مدت تحصیل وی در این کشور، رمان أحزان السندباد است که با دیدی عمیق و دقیق به توصیف جنبههای مختلف زندگی مردم هندوستان میپردازد. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی به تصویرشناسیِ هندویان در این رمان بپردازد. نتایج اولیۀ این پژوهش بیانگر آن است که جنبههای مختلف دینی و مذهبی، فرهنگی و اعتقادی، سیاسی و اقتصادی در کنار جنبۀ اجتماعی و توصیف خوراک مردم هندوستان، از مهمترین موضوعات مطرحشده در رمان است. همچنین جنبۀ اجتماعی بارزترین وجه ذکر شده در رمان است که بیشتر پیرامون مسألۀ فقر و وضعیت زنان میچرخد. توصیف دقیق خوراکیهای مردم هند یکی دیگر از مواردی است که با دقت خاصی صورت گرفته است. بررسیها نشان میدهد که نویسنده، دیدگاهی خنثی و در برخی موارد، مثبت نسبت به مردم هند داشته و در مجموع، تصویر مثبت و مناسبی از آنان به نمایش گذاشته است.
ادبیات تطبیقی
علی اکبر احمدی چناری؛ دکتر فواد عبدالله زاده
چکیده
ترسیم جنبه های ادبی و اجتماعی شخصیت مشاهیر ادبیِ جهان در ادبیات ملی، یک جریان مرسوم است. مطالعه درباره چگونگیِ این بازنمایی، یکی از زمینه های قدیمیِ پژوهش در ادبیات تطبیقی است و ادبایی که به معرفی و شناساندن شخصیتهایی از ادبیاتهای دیگر به مخاطبان ادبیات ملی می پردازند، واسطه یا میانجی نامیده می شوند. از آلفونس دولامارتین، ...
بیشتر
ترسیم جنبه های ادبی و اجتماعی شخصیت مشاهیر ادبیِ جهان در ادبیات ملی، یک جریان مرسوم است. مطالعه درباره چگونگیِ این بازنمایی، یکی از زمینه های قدیمیِ پژوهش در ادبیات تطبیقی است و ادبایی که به معرفی و شناساندن شخصیتهایی از ادبیاتهای دیگر به مخاطبان ادبیات ملی می پردازند، واسطه یا میانجی نامیده می شوند. از آلفونس دولامارتین، بهعنوان یکی از بزرگان مکتب ادبی رمانتیسم نام برده می شود که شخصیت و دیدگاه های مکتبی او منبع الهام بسیاری از پیروان رمانتیسم فرانسوی در ادبیات جهان است. صلاح لبکی (1906-1955)، شاعر لبنانی که یکی از پیشگامان مکتب رمانتیسم در ادبیات معاصر عرب به شمار میرود، با الهام از شخصیت و سفر تاریخی لامارتین به لبنان، قصیدهای تحت عنوان لامرتین سروده است که در آن جنبه های مختلف شخصیت وی را در پرتو دیدگاه و جهان بینی رمانتیکیِ خود، بازنمایی کرده است. جستار حاضر، بر آن است تا بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی، چگونگی و چرایی ترسیم چهره و شخصیت لامارتین را در سروده مورد اشاره، نشان دهد. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که قصیدۀ مورد مطالعه، یک گزارش منظومِ صرف و توصیف ساده از زندگی شاعر نیست؛ بلکه صلاح لبکی حوادث و جنبههای ادبی و اجتماعی شخصیت لامارتین را ابزاری برای بازنمایی او به عنوان سمبل جهانبینی رمانتیکی قرار داده است تا نقشی در معرفی مکتب رمانتیسم وبزرگان آن به مخاطبان شعر معاصر عربی داشته باشد.
ادبیات تطبیقی
سامان خانی؛ محمدنبی احمدی
چکیده
سرودن غزلیّات و اشعار عاشقانه، نهتنها در ادبیّات فارسی و عربی، بلکه در ادبیّات دیگر ملّتهای جهان نیز به طور وسیعی رایج بوده است، ازآنجاکه سعاد صباح و مستوره اردلان در فرهنگ کویت و ایران جایگاه مشابهی دارند، بررسی تطبیقی غزلیّات این دو شاعر بهمنظور شناخت و آشنایی بیشتر با آنها میتواند بحثی نو در زمینۀ ادبیّات تطبیقی باشد. ...
بیشتر
سرودن غزلیّات و اشعار عاشقانه، نهتنها در ادبیّات فارسی و عربی، بلکه در ادبیّات دیگر ملّتهای جهان نیز به طور وسیعی رایج بوده است، ازآنجاکه سعاد صباح و مستوره اردلان در فرهنگ کویت و ایران جایگاه مشابهی دارند، بررسی تطبیقی غزلیّات این دو شاعر بهمنظور شناخت و آشنایی بیشتر با آنها میتواند بحثی نو در زمینۀ ادبیّات تطبیقی باشد. این پژوهش؛ برآناست که به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و برمبنای مکتب آمریکایی که وجود اثرگذاری و اثرپذیری را بین دو شاعر را شرط ادبیّات تطبیقی نمیداند، به واکاوی غزلیّات سعاد صباح و مستوره اردلان بپردازد و ضمن بررسی ویژگیهای ادبیّات عاشقانه دو شاعر، دیدگاههای آنها را در این زمینه مقایسهکند و به رهیافتی از طرز تفکّر و مشرب تغزّلی دو شاعر دست یابد. با عنایت به نتایج بهدستآمده در غزلیّات دو شاعر، میتوان به نقاط مشترکی ازجمله (تجلّی معشوق، اوصاف و احوال مشترک عاشق و معشوق، هجران و دوری، فضائل عشق و عاشقی، به کار بردن مرثیه و...) اشاره کرد و همچنین ازنظربیان، دو شاعر به سادگی و شیوایی گرایش دارند. لازم به ذکراست عاشقانه های دو شاعر، از نظر محتوا، زبان و اسلوب نیز باهم تفاوتهایی دارند.
تورج زینی وند؛ روژین نادری
چکیده
سعید علّوش منتقد و مترجم مغربی از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی در جهان عرب بهشمار میآید. آثار وی در این حوزه در معرّفی مکتبهای مطرح ادبیّات تطبیقی و کتابشناسی این دانش در جهانعرب نقش اساسی داشته است. علّوش در ادبیّات تطبیقی معاصر، بیشتر در مسیر تحقّق پنج هدف اساسی حرکت نموده است؛ الف: معرّفی تاریخچه و نقد مکتبهای ...
بیشتر
سعید علّوش منتقد و مترجم مغربی از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی در جهان عرب بهشمار میآید. آثار وی در این حوزه در معرّفی مکتبهای مطرح ادبیّات تطبیقی و کتابشناسی این دانش در جهانعرب نقش اساسی داشته است. علّوش در ادبیّات تطبیقی معاصر، بیشتر در مسیر تحقّق پنج هدف اساسی حرکت نموده است؛ الف: معرّفی تاریخچه و نقد مکتبهای مشهور ادبیّات تطبیقی. ب: نقد فرهنگی ادبیّات تطبیقی. ج: بررسی وضعیّت کنونی ادبیّات تطبیقی در جهان عرب و چالشهای فراروی آن. د: تأکید بر نظریه اسلامی ادبیّات تطبیقی. هـ: نقش ترجمه در ادبیّات تطبیقی. لذا این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی برآن است ضمن معرفی سعید علّوش، به تحلیل دیدگاههای وی در باب ادبیات تطبیقی عربی نیز بپردازد که درنهایت به این مهم رهیافت هاست، که علّوش ضمن در پیش گرفتن اهداف نامبرده و برجسته نمودن نقش عرب در ادبیّات تطبیقی غرب، نقصها و اشتباهاتی چند در آثار و گفتههای خویش داشته است؛ ازجمله آنکه علّوش بعد از نوشتن رساله دکتری و چاپ آن کار جدیدی نکرد و تمام کارهای چاپ شده وی تکرار مطالب رسالة دکتری است. متهم کردن مجله الدراسات الادبیه و تلاشهای محمد محمدی به تلاش برای تقویت جنبش امل از اشتباهات فاحش کتاب مکونات الادب المقارن و مدارس الادب المقارن است که با روح علمی سازگاری ندارد و نیز پریشانی نویسنده در کاربرد واژگان غلوآمیزی چون مکتب اسلاوی و عربی هم از دیگر اشکالات کار اوست.
ادبیات تطبیقی
وحیدالله جمال؛ عبدالعلی آل بویه لنگرودی؛ احمد پاشا زانوس؛ نرجس انصاری
چکیده
موسیقی، نقش بارز در ساختار شعر امروزی دارد و باعث برانگیختن احساسات مخاطب و نیز زیبایی کلام میشود. ارتباط شعر با موسیقی موضوع غیرقابلانکار است؛ زیرا زیبایی و ماندگاری هر شعری بستگی به میزان بهرهمندی آن از موسیقی دارد. ازاینرو محمود درویش و قهّار عاصی، ازجمله شاعرانی هستند که به عنصر زیباییشناسی توجّه ویژه نشان دادهاند. ...
بیشتر
موسیقی، نقش بارز در ساختار شعر امروزی دارد و باعث برانگیختن احساسات مخاطب و نیز زیبایی کلام میشود. ارتباط شعر با موسیقی موضوع غیرقابلانکار است؛ زیرا زیبایی و ماندگاری هر شعری بستگی به میزان بهرهمندی آن از موسیقی دارد. ازاینرو محمود درویش و قهّار عاصی، ازجمله شاعرانی هستند که به عنصر زیباییشناسی توجّه ویژه نشان دادهاند. شعر درویش، برخاسته از روح حماسی او و برآمده از حس وطنپرستی او نسبت به سرزمین فلسطین است و مجموعۀ «از آتش از ابریشم» قهّار عاصی نیز، از روحیۀ وطنپرستانۀ او حکایت دارد؛ هردو کوشیدهاند تا با یهرهگیری از عنصر موسیقی، مفاهیم و مضامین را به شکل زیبا به مخاطب انتقال دهند. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی نظام موسیقایی دو مجموعه شعری «کزهر اللوز أو أبعد» محمود درویش و «از آتش از ابریشم» قهّار عاصی بر اساس روش توصیفی – تحلیلی و با استفاده از آمارهای دقیق از اشعار برگزیدۀ دو شاعر است. بررسیها نشان میدهد که آنان در اغلب مضامین شعری خویش باهم اشتراک دارند ولی نگارندگان، میکوشند تا شیوۀ کاربرد موسیقی در شعر این دو شاعر و نحوۀ همخوانی موسیقی با محتوای آن را روشن سازند. نتایج بهدستآمده نشان میدهد که در نحوۀ استفاده از موسیقی و ارتباط آن را با مضمون و محتوای شعر این دو شاعر اختلاف وجود دارد؛ ولی پیوند میان موسیقی، محتوی، احساسات و اندیشه، همواره در شعر آنان رعایت شده است.
ادبیات تطبیقی
احمد لامعی گیو؛ وجیهه زمانی بابگهری
چکیده
بنابر دیدگاه یونگ، روانشناس سوئیسی، ضمیر ناخودآگاه بشر یک سویة جمعی دارد که آکنده از کهنالگوهای موروثی از نیاکان اوست. این میراث میتوانند بر افکار و احساسات بشر تأثیر بگذارند. یکی از آن کهنالگوها آنیما نام دارد که به شخصیت زن پنهان در وجود هر مردی اطلاق میشود. در آثاری که برآمده از احساسات مردانه هستند، بهویژه آثاری ...
بیشتر
بنابر دیدگاه یونگ، روانشناس سوئیسی، ضمیر ناخودآگاه بشر یک سویة جمعی دارد که آکنده از کهنالگوهای موروثی از نیاکان اوست. این میراث میتوانند بر افکار و احساسات بشر تأثیر بگذارند. یکی از آن کهنالگوها آنیما نام دارد که به شخصیت زن پنهان در وجود هر مردی اطلاق میشود. در آثاری که برآمده از احساسات مردانه هستند، بهویژه آثاری که مضمونی عاشقانه دارند، بهتر میتوان ردّ پای آنیما را دید؛ زیرا در این آثار، زنِ درون مرد، مجال یافته تا خود را به مرحلۀ ظهور و بروز رساند. نوشتار پیش رو با روش تحلیلی - تطبیقی و با رویکرد تطبیقی مکتب آمریکایی که شباهت آثار ادبی را ناشی از مشترکات روان همۀ انسانها میداند، به بررسی موشکافانة این کهنالگو در اشعار عاشقانة دو شاعر عشقپرداز معاصر، یعنی محمود درویش و فریدون مشیری میپردازد. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که میتوان از آنیما بهعنوان مبنای مشترک در تطبیق اشعار دو شاعر استفاده کرد؛ زیرا با اینکه آنها از دو فرهنگ و نژاد مختلف هستند؛ امّا بهطور مشترک، بسیاری از کارکردها و فرافکنیهای مثبت و منفی آنیما را بهکار بردهاند. وقتی احساس غم، ترس، پوچی و مرگ دارند، در سیطرۀ آنیمای منفی قرار دارند و آنگاه که همسر ِدل و بانوی رؤیاهای خویش را سراپا همه خوبی و زیبایی مینامند و در آرزوی وصال او هستند، تحت سلطۀ آنیمای مثبت خویش هستند.
ادبیات تطبیقی
شهرام دلشاد
چکیده
رستم از بارزترین شخصیتهای ادبیات حماسی ایران است که در متون حماسی ادبیات فارسی بهویژه شاهنامة فردوسی منزلت و جایگاه درخور ویژهای دارد، امّا این بدین معنا نیست که آثار دیگری که در راستای گزارش پهلوانان حماسی ایران به نگارش درآمدهاند، به همان اندازه در تبیین جایگاه وی کوشیدهاند. این اهمال و بیتوجّهی بهوسیلة بسیاری ...
بیشتر
رستم از بارزترین شخصیتهای ادبیات حماسی ایران است که در متون حماسی ادبیات فارسی بهویژه شاهنامة فردوسی منزلت و جایگاه درخور ویژهای دارد، امّا این بدین معنا نیست که آثار دیگری که در راستای گزارش پهلوانان حماسی ایران به نگارش درآمدهاند، به همان اندازه در تبیین جایگاه وی کوشیدهاند. این اهمال و بیتوجّهی بهوسیلة بسیاری از نویسندگان عربی - اسلامی که در زمینههای دینی و فرهنگی جدید سر برآوردهاند، پدیدهای عجیب و شگفتانگیز نیست، امّا دگرگشت و اهمال آن در شاهنامه ثعالبی که نزدیکترین متن عربی - اسلامی به شاهنامه است و توسّط ادیبی از نیشابور که در خراسان میزیسته و از منابع مشترکی با ابوالقاسم فردوسی در تدوین تاریخ حماسی ایران بهره برده و از جهتهای زیادی همچون نامها، توصیفات، رویدادها با آن مشترک است، شگفتانگیز و جای بحث و بررسی دارد. پژوهش حاضر میکوشد، بهنقد و ارزیابی فرایند کاستهشدن جایگاه رستم و دگرگشت شخصیت تهمتن در کتاب غرر الملوک ثعالبی بپردازد و علّتها و جلوههای آن را در مقایسه با شاهنامه فردوسی به بوتة نقد و تطبیق بکشاند. براساس یافتهها، با تکیه بر فرضیة بازآفرینی رستم در شاهنامه و اشتراک منابع فردوسی و ثعالبی، عواملی همچون مغایرت مبنایی شرح پهلوانی فردوسی با کتاب شرح شاهان ثعالبی، رویکرد تاریخی و دینی وی، تضاد گفتمانی و نگرشی میان شاعر و مورخ در رابطه با تجسّم ابرقهرمانان حماسی، در دگرگشت این شخصیت حماسی در متن عربی، مورد بحث نقش بسزایی دارد. لازم به ذکر است که روش بهکاررفته در نوشتار پیش رو، توصیفی - تحلیلی برپایة مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی است.
آمنه فروزان کمالی؛ علی اصغر قهرمانی مقبل؛ رسول بلاوی؛ ناصر زارع
چکیده
واکاوی متون برمبنای نظریههای جدید نقد ادبی، یکی از روشهای دستیابی به جنبههای ساختاری آنها در عصر حاضر است. ازجمله این نظریهها، مدل ارتباطی یاکوبسن، زبانشناس روسی است. یاکوبسن به مسائل ساختار زبانی در شعر توجّه داشته و شعر را جزء جداییناپذیر زبانشناسی دانسته است. وی ارتباط را از راه شش کارکرد عاطفی، ترغیبی، همدلی، ارجاعی، ...
بیشتر
واکاوی متون برمبنای نظریههای جدید نقد ادبی، یکی از روشهای دستیابی به جنبههای ساختاری آنها در عصر حاضر است. ازجمله این نظریهها، مدل ارتباطی یاکوبسن، زبانشناس روسی است. یاکوبسن به مسائل ساختار زبانی در شعر توجّه داشته و شعر را جزء جداییناپذیر زبانشناسی دانسته است. وی ارتباط را از راه شش کارکرد عاطفی، ترغیبی، همدلی، ارجاعی، فرازبانی و ادبی زبان تعریف کرده است. پژوهش حاضر میکوشد بهصورت تطبیقی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی، به جستجوی ساختار زبان و کارکردهای اساسی آن از منظر مدل ارتباطی یاکوبسن در اشعار سنیه صالح (1935-1985) شاعر معاصر اهل سوریه و طاهره صفارزاده (1315-1387) شاعر معاصر ایرانی بپردازد. یافتهها نشان میدهد، با توجّه به ویژگیهای شعری و همچنین مضامین موجود در دیوان «دیدار صبح» از صفارزاده، وجه غالب نقشهای زبانی در آن بهترتیب نقشهای؛ ارجاعی، ترغیبی و ادبی است، چنانکه نقشهای عاطفی، ادبی و ارجاعی از نقشهای غالب کلامی در دیوان «الزمن الضیق» از سنیه صالح است. بررسی فرایند ارتباط در دیوانهای هر دو شاعر در آشنایی بهتر و بیشتر با نگرش و عقاید و اندیشۀ شاعران مؤثّر افتاده است.
وحید سبزیان پور؛ هدی رضایی؛ فریده احمدی
چکیده
ادبیات فارسی و عربی گنجینه گرانبهایی از حکمت و معرفت است؛ مفاهیم اخلاقی و انسانی در این دو ادب برگرفته از فرهنگ اسلامی و قرآنی و نیز میراث فرهنگی ایرانیان پیش از اسلام است. صبر یکی از مفاهیمی است که در فرهنگ اسلامی، عربی و فارسی از زوایای مختلفی مورد توجّه حکیمان، شاعران و گویندگان قرار گرفته است، ازجمله توصیه به صبر، آثار و نتایج ...
بیشتر
ادبیات فارسی و عربی گنجینه گرانبهایی از حکمت و معرفت است؛ مفاهیم اخلاقی و انسانی در این دو ادب برگرفته از فرهنگ اسلامی و قرآنی و نیز میراث فرهنگی ایرانیان پیش از اسلام است. صبر یکی از مفاهیمی است که در فرهنگ اسلامی، عربی و فارسی از زوایای مختلفی مورد توجّه حکیمان، شاعران و گویندگان قرار گرفته است، ازجمله توصیه به صبر، آثار و نتایج صبر، انواع صبر و... . آنچه در نگاه سطحی و شتابان بهنظر میرسد، وامداری ادب فارسی از ادب عربی و اسلامی است؛ زیرا در شرح و توضیح متون ادب فارسی همچون گلستان، بوستان، دیوان حافظ، دیوان ناصرخسرو، مثنوی و... شواهد بسیاری از ادب عربی دیده میشود؛ در حالی که مضمون صبر در ایران پیش از اسلام وجود داشته و نشانهها و سرنخهای آن را میتوان در ادب عربی قدیم یافت. هدف پژوهش حاضر معرّفی خوشهای از خرمن فرهنگ و ادب ایرانیان باستان است که برای بسیاری از صاحبنظران و شارحان متون ادب فارسی مغفول مانده است. نتایج نوشتار پیش رو نشان داده است که ایرانیان پیش از اسلام با این مضمون آشنا بودهاند، تعابیر مربوط به آن به ادب عربی نفوذ کرده؛ سپس سرچشمة بسیاری از تعبیرهای ادبی شده است.
حسن سوری
چکیده
ایلیا ابوماضی و رحیم معینی کرمانشاهی، از مکتب رمانتیسم متأثّر بودهاند و برخی از اصول مکتب رمانتیسم را در آثار خود بازتاب دادهاند و همین امر باعث ایجاد وجوه مشترکی در آثار و اشعار این دو شاعر لبنانی و ایرانی شده و امکان بررسی و مقایسه تطبیقی مضامین شعری آنها را فراهم ساخته است. نوشتار پیش رو با رویکردی توصیفی – تحلیلی براساس ...
بیشتر
ایلیا ابوماضی و رحیم معینی کرمانشاهی، از مکتب رمانتیسم متأثّر بودهاند و برخی از اصول مکتب رمانتیسم را در آثار خود بازتاب دادهاند و همین امر باعث ایجاد وجوه مشترکی در آثار و اشعار این دو شاعر لبنانی و ایرانی شده و امکان بررسی و مقایسه تطبیقی مضامین شعری آنها را فراهم ساخته است. نوشتار پیش رو با رویکردی توصیفی – تحلیلی براساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی به بررسی و مقایسه مضامین مشترک در اشعار این دو شاعر پرداخته و تشابه و تفاوت اندیشه و دیدگاه هر دو شاعر را در مضامین بهدستآمده بیان میدارد. عشق و محبّت، شکوه از تنهایی، زن، طبیعتگرایی، وطندوستی، توجّه به تاریخ و دین، مدح، رثا و داستانهای شعری از مضمونهای مشترکی است که در شعر ابوماضی و رحیم معینی کرمانشاهی نمود یافتهاند. یافتههای پژوهش حاضر، بیانگر این است که اگرچه اندیشه و افکار دو شاعر در مضامین ذکرشده به هم نزدیک است، امّا نقطه متفاوت در نگاه آنها تأمّل و تفکّر مشهود و وجهه اجتماعی برجسته در اشعار ابوماضی و درمقابل، وجهه فردی غالب و احساس و عاطفه پررنگتر در اشعار معینی کرمانشاهی است.
ادبیات تطبیقی
مجید رستگاری؛ علی اکبر محسنی؛ تورج زینی وند؛ جهانگیر امیری
چکیده
زاویۀ دید، یکی از مهمترین عناصر داستاننویسی است. چشماندازی در روایت که خواننده از رهگذر آن داستان را تجربه میکند. در نقد عنصر زاویۀ دید، دو ژانر به نام خاطرات دا اثر اعظم حسینی در حوزۀ دفاع مقدس ایران و رمان امّ سعد نوشتۀ غسّان کنفانی از ادبیات مقاومت فلسطین برگزیده شده است. هدف پژوهش، تحلیل زاویۀ دید، شگردها و فنهای ...
بیشتر
زاویۀ دید، یکی از مهمترین عناصر داستاننویسی است. چشماندازی در روایت که خواننده از رهگذر آن داستان را تجربه میکند. در نقد عنصر زاویۀ دید، دو ژانر به نام خاطرات دا اثر اعظم حسینی در حوزۀ دفاع مقدس ایران و رمان امّ سعد نوشتۀ غسّان کنفانی از ادبیات مقاومت فلسطین برگزیده شده است. هدف پژوهش، تحلیل زاویۀ دید، شگردها و فنهای دو نویسنده یا راوی و تأثیر آن بر درونمایههای داستان و شیوۀ پژوهش، نیز توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی و بیان نقاط اشتراک و نیز افتراق در دو داستان بوده است. ساختار دا در قالب زندگینامه، تداعی معانی، روایت غیر خطّی و مستند است. ساختار امّ سعد بر مبنای روایت خطّی است که در دو بُعد واقعگونه و نمادین، بازگویی میشود. نتایج تحقیق نشان داد، شیوههای زاویۀ دید بیرونی در امّ سعد و تکنیکهای زاویۀ دید درونی در دا فراگیرتر است. کنفانی از دید درونی اوّلشخص نویسنده و شخصیت امّ سعد بر محور تکنیکهای تکگویی درونی، حدیث نفس، جریان سیّال ذهن و انواع دید بیرونی بهره میبرد. دا نیز ضمن استفاده از این دو شگرد، در حوزۀ دید درونی ازجمله تکگویی نمایشی استفاده بیشتری میبرد و در انواع زاویۀ دید بیرونی شواهد کمتری دارد. چشمانداز مشترک دو روایی ادبی، دید اوّلشخص تکگویی درونی، خودگویی و سومشخص نمایشی یا عناصر زاویۀ دید است. نگارندگان در جُستار حاضر، ابتدا به زاویۀ دید و انواع آن سپس به شگردها و تکنیکهای دید راوی دو داستان پرداختهاند.
ادبیات تطبیقی
آرمان محمدی رایگانی؛ شهریار همتی؛ علی سلیمی؛ محمدنبی احمدی
چکیده
شوقی بزیع و منوچهر آتشی، دو شاعر نوگرایی هستند که طبیعت در شعرشان بازتاب وسیعی داشته است. آنها عناصر طبیعتگیاهی را در اشعارشان با اغراض خاص ادبی بهکار برده و گامی در جهت نوگرایی لفظی و معنایی در شعر برداشتهاند. پژوهش حاضر بر آن است تا براساس چارچوبهای ادبیات تطبیقی به بررسی کاربرد ادبی طبیعتگیاهی و بازتاب اسماء خاص گلها، ...
بیشتر
شوقی بزیع و منوچهر آتشی، دو شاعر نوگرایی هستند که طبیعت در شعرشان بازتاب وسیعی داشته است. آنها عناصر طبیعتگیاهی را در اشعارشان با اغراض خاص ادبی بهکار برده و گامی در جهت نوگرایی لفظی و معنایی در شعر برداشتهاند. پژوهش حاضر بر آن است تا براساس چارچوبهای ادبیات تطبیقی به بررسی کاربرد ادبی طبیعتگیاهی و بازتاب اسماء خاص گلها، گیاهان، درختان و میوهها در شعر این دو شاعر بپردازد. براساس یافتههای پژوهش، بزیع و آتشی از طبیعت زیبای سرزمینشان، بهویژه طبیعتگیاهی، استفاده ادبی کرده و اسم گلها، گیاهان، درختان و میوهها را با هدف آشناییزدایی، برجستهسازی معنا و مضمون شعری، بالا بردن ظرفیت معنایی واژگان شعر، غنا بخشیدن به گسترۀ خیال و عاطفۀ شعر بهکار بردهاند. یکی از مهمترین ویژگیهای کاربرد این واژگان طبیعتگیاهی، بهکارگیری آنها در قالب آرایههای ادبی بهویژه استعاره و جانبخشی و تشبیه است که این کار باعث میشود آنها شکل نمادینی به خود بگیرند. بار معنایی واژگان مربوط به عناصر طبیعت در شعر ایشان، متناسب با مضمون و فضای کلّی شعر به شکل مثبت و منفی تغییر مییابد.
ادبیات تطبیقی
علی اکبر محمدی؛ حجت الله فسنقری؛ نصیبه شهامت ده سرخ
چکیده
جریان سیّال ذهن، شکل خاصی از روایت داستان است که زمینه کنار رفتن نویسنده و مشارکت خواننده در تجربیّات ذهنی شخصیّتها را فراهممینماید. جوخه الحارثی و نسیم مرعشی در رمان های سیدات القمر و پاییز فصل آخر سال است کوشیدهاند تا با بهرهگیری از تکنیکهای سیلان ذهنی، به بیان دغدغهها و مسائل زنان در جوامع خود بپردازند. ازاینرو ...
بیشتر
جریان سیّال ذهن، شکل خاصی از روایت داستان است که زمینه کنار رفتن نویسنده و مشارکت خواننده در تجربیّات ذهنی شخصیّتها را فراهممینماید. جوخه الحارثی و نسیم مرعشی در رمان های سیدات القمر و پاییز فصل آخر سال است کوشیدهاند تا با بهرهگیری از تکنیکهای سیلان ذهنی، به بیان دغدغهها و مسائل زنان در جوامع خود بپردازند. ازاینرو این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی، کارکرد جریان سیّال ذهن در این دو رمان و میزان موفقیت هر یک از نویسندگان را موردبررسی قرارمیدهد. یافتهها گویای آن است که الحارثی در ارائه تکنیکهای سیّال ذهن برای انعکاس ذهنیّات شخصیتهای داستان موفقتر بودهاست؛ وی با بهرهگیری از ظرفیت روایت دانای کل، در به کار گرفتن تکنیک تکگویی درونی شایستهتر عمل کرده است. الحارثی با به کار گرفتن تداعی آزاد، پرشهای زمانی - مکانی پی در پی و تغییر زاویه دید راوی، باعث ایجاد ابهام در متن میشود و شعرگونگی در زبان، زمینه ابهام بیشتر در متن او را فراهم میکند؛ مرعشی به علت رویکرد سادهنویسی، کمتر از شعرگونگی بهره برده است؛ وی حدیث نفس را برای بیان احساسات زنانه به کار برده اما الحارثی آن را به جهت اهداف والاتری، از جمله احقاق حقوق از دست رفته زنان در جوامع سنتی بهکارمیگیرد.
ادبیات معاصر
یعقوب نوروزی؛ عسگر بابازاده اقدم؛ مجید محمدی
چکیده
فلسفه و ادبیات هرچند متعلّق به دو حوزة متفاوت علم و هنر هستند که هدف یکی کشف دانش و دیگری خلق زیبایی و لذّتبخشی است، با اینهمه ارتباطهایی نیز بین این دو حوزه وجود دارد. ادبیات گاهی جلوهگاه افکار و اندیشههای فلسفی و تفسیر و تبیین این افکار میشود و شاعران و نویسندگان برای غنائی معنایی و محتوایی آثار خود افکار فلسفی را در آثار ...
بیشتر
فلسفه و ادبیات هرچند متعلّق به دو حوزة متفاوت علم و هنر هستند که هدف یکی کشف دانش و دیگری خلق زیبایی و لذّتبخشی است، با اینهمه ارتباطهایی نیز بین این دو حوزه وجود دارد. ادبیات گاهی جلوهگاه افکار و اندیشههای فلسفی و تفسیر و تبیین این افکار میشود و شاعران و نویسندگان برای غنائی معنایی و محتوایی آثار خود افکار فلسفی را در آثار خود وارد میکنند و همزمان، فلسفه برای سهولت انتقال، به زبان ادبیات و هنر نیاز دارد. افکار فلسفی در قالب زبان ادبی دلنشینتر و زیباتر، قابل بیان است. در نوشتار پیش رو پس از بحثی درمورد رابطة فلسفه و ادبیات به بحث درمورد افکار فلسفی شفیعی کدکنی با تکیه بر اگزیستانسیالیسم پرداختیم. دیدگاههای وجودی در اشعار شفیعی کدکنی بهشکلی گسترده وارد شده است و این اندیشهها در بسیاری موارد بر پارهای از اشعار شاعر، نظام و وحدت معنایی بخشیده است و شاعر، فکری فلسفی را در این اشعار پرورده است. دیدگاههای فلسفی شفیعی همچون اومانیسم، آزادی فلسفی، وانهادگی انسان، حق انتخاب و آزادی انسان و... سبب غنای محتوایی و اندیشگی اشعار او شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و تلاش شده است تا نمودهای اندیشههای فلسفی در اشعار شفیعی کدکنی، از متن استخراج شده و مورد بحث و بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش حاضر، نشانگر این است که اگزیستانسیالیسم و دیدگاههای اگزیستانسیالیستی بخش قابلتوجّهی از رویکرد فکری شفیعی کدکنی را به خود اختصاص داده و او از اصول این مکتب فکری همچون؛ آزادی انسان، تعهّد و مسئولیت، اختیار و انتخاب، انسانگرایی و... در جهت غنای محتوایی شعر خود بهره برده و به برخی اشعار خود، رنگی فلسفی زده است.