مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
زینب اکبری؛ نسرین فقیه ملک مرزبان
چکیده
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهومسازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی میپردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهتها و دستهبندی ابعاد تنوع مفهومسازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهانشمولی و ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهومسازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی میپردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهتها و دستهبندی ابعاد تنوع مفهومسازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهانشمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و دادهها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشتهای استعاری بررسی شدهاند. نتایج نشان میدهد حوزههای مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهومسازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوتهای قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعارهها مشاهده میشود که در چهار سطح قابل دستهبندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعارهها، ۲) مفهومسازی همخوان و بدیل، ۳) دامنۀ حوزۀ مقصد و ۴) تنوع در نگاشتها و استنتاجهای استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان میدهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزۀ مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهتدهی شده است مفهومسازی میکند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربهای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهومسازی میکند. این یافتهها بر لزوم طبقهبندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریۀ شناختی-فرهنگی تأکید میورزد.
مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
شهرام دلشاد؛ مهدی ترک شوند
چکیده
این مقاله استدلال میکند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر میبرند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد میپردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان میدهد تا در پشت نقابهای کلاسیک، خود را از معرض ...
بیشتر
این مقاله استدلال میکند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر میبرند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد میپردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان میدهد تا در پشت نقابهای کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیشزمینههای موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیامهای سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایة از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان میدهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنشهای سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان میدهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجستهسازی و حذف پارهای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداختهاند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکتهای بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.
مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
فرهاد رجبی؛ زهرا مافی
چکیده
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانة رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی ...
بیشتر
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانة رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ترین چهرههایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعریشان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره گیری از مفاهیمی که رنگها القا می کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته اند. یافتن دلالتهای معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آنها را آسان می کند. تجربههای گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان میدهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافتهای موجود و شناخته شده فاصله گرفته اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان میدهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.
مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
حسین سلیمی؛ میثم خلیلی
چکیده
مقایسهها و واکاوی آثار مشابه در دوران مختلف تاریخ همواره بهانه خوبی برای پیدا کردن نکات پنهان و علت آن اختلافات بوده است. در این مثلث که زوایایش را یادگار زریران، شاهنامه (هزار بیت دقیقی مدخل در شاهنامه) و تاریخ ثعالبی معروف به غرر اخبار نام نهادهایم، شباهتهایی طبق انتظار مشاهده میشود که بدیهتاً ناشی از ذکر یک رویداد خاص تاریخی ...
بیشتر
مقایسهها و واکاوی آثار مشابه در دوران مختلف تاریخ همواره بهانه خوبی برای پیدا کردن نکات پنهان و علت آن اختلافات بوده است. در این مثلث که زوایایش را یادگار زریران، شاهنامه (هزار بیت دقیقی مدخل در شاهنامه) و تاریخ ثعالبی معروف به غرر اخبار نام نهادهایم، شباهتهایی طبق انتظار مشاهده میشود که بدیهتاً ناشی از ذکر یک رویداد خاص تاریخی است و درعینحال دارای تفاوتها و یا حذفیاتی نسبت به هم دیگر هستند که نقطه افتراق و محل بحث را میگشاید. این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد کتابخانهای نوشتهشده است، قصد دارد تا این تفاوتها و شباهتها را با بررسی و مقایسه این سه متن مورد واکاوی قرار دهد. نتایج نشان میدهد که تفاوتهایی که در شاهنامه وجود دارد در مقایسه با دودیگر بزرگتر و ملموستر است و درعینحال در تاریخ ثعالبی ذکر رویدادها، شباهتهای زیادی به یادگار زریران دارد. در اینجا یافتن تفاوتها و جدولبندی آن این امکان را میدهد که مخاطب دید کلی و تحلیلی را برای مقایسه بیابد. در انتها با استعانت از نظریات گایگر-زبانشناس آلمانی- و احتمالات دیگر مستدل بر استقرا به چرا جویی این اختلافات پرداخته میشود.
مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
پیمان صالحی؛ سمیه سادات شفیعی
چکیده
نقد فمنیستی سعی دارد تا نقش فرهنگ مردسالارانه را در تصویر ارائه شده از زن در آثار ادبی بیان کند و آثار ادبی و هنری در نظام فلسفی میشل فوکو فیلسوف و نظریهپرداز فرانسوی از جایگاه ممتازی برخوردارند و او در تبیین طرح فکری خود از این آثار بهرة فراوان برده است. قدرت، کلیدواژة نظریات فوکو است به گونهای که هر گفتمانی را برآمده از قدرت ...
بیشتر
نقد فمنیستی سعی دارد تا نقش فرهنگ مردسالارانه را در تصویر ارائه شده از زن در آثار ادبی بیان کند و آثار ادبی و هنری در نظام فلسفی میشل فوکو فیلسوف و نظریهپرداز فرانسوی از جایگاه ممتازی برخوردارند و او در تبیین طرح فکری خود از این آثار بهرة فراوان برده است. قدرت، کلیدواژة نظریات فوکو است به گونهای که هر گفتمانی را برآمده از قدرت میبیند و متأثر از اندیشة نیچه معتقد است که قدرت تنها متعلق به طبقة فرادستان نیست، بلکه در تمامی لایههای اجتماعی وجود دارد و زبان، عرصة بروز روابط قدرت و تعیین کنندة سوژة غالب و سوژة تحت سلطه است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با استفاده از مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به مطالعة جنسیتی اِعمال قدرت در رمان طشّاری اثر إنعام کجهجی نویسندة عراقی و رمان پاییز را فراموش کن نوشتة فهیمه رحیمی نویسندة ایرانی بر اساس نظریة میشل فوکو بپردازد. نتایج نشان از آن دارد که در هر دو رمان، انواع مختلف اِعمال قدرت به کار گرفته شده است، هر چند در رمان پاییز را فراموش کن، برخی موارد مانند اِعمال قدرت خرافات و باورهای عامیانه، اِعمال قدرت فرادستان اجتماعی بر فرودستان اجتماعی و عاملیت مرجّح مردانه در صورتبندی عشق، جلوهگری بیشتری دارد. نویسندگان این دو رمان مصمم هستند تا نشان دهند که گرچه در جوامع سنتی عراقی و ایرانی، در موارد زیادی زنان به عنوان فرودستان، قربانی قدرت فرادستان که در تمامی طبقات اجتماعی وجود دارند، هستند، اما با مقاومت در برابر آنان توانستهاند از مرز زنانی احساساتی و منفعل تا مرز زنانی منطقی و فعال و از عامیانه اندیشی تا پهنة فعالیتهای سیاسی و اجتماعی پیش بروند.
مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
عبدالاحد غیبی؛ مهین حاجی زاده؛ مایه گوزل بهمن
چکیده
مفهوم آزادی، به عنوان یکی از پیچیدهترین و گستردهترین مفاهیم فلسفی، همواره در کانون توجه اندیشمندان بوده است. فلسفه اگزیستانسیالیسم، با تمرکز بر بعد وجودی و هستی انسان، رویکردی منحصر به فرد به مفهوم آزادی ارائه میدهد. در این فلسفه، انسان به عنوان موجودی آزاد، مسؤولیت شکل دهی به زندگی خود و تعیین سرنوشت خویش را بر عهده دارد. ...
بیشتر
مفهوم آزادی، به عنوان یکی از پیچیدهترین و گستردهترین مفاهیم فلسفی، همواره در کانون توجه اندیشمندان بوده است. فلسفه اگزیستانسیالیسم، با تمرکز بر بعد وجودی و هستی انسان، رویکردی منحصر به فرد به مفهوم آزادی ارائه میدهد. در این فلسفه، انسان به عنوان موجودی آزاد، مسؤولیت شکل دهی به زندگی خود و تعیین سرنوشت خویش را بر عهده دارد. اگزیستانسیالیستها بر این باورند که انسان برخلاف بسیاری از موجودات، فاقد ماهیت از پیش تعیین شدهای است و ماهیت خود را از طریق انتخابهای آزادانهای که در طول زندگی انجام می دهد، می سازد. در پژوهش حاضر، با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی ویژگیهای اصلی آزادی در فلسفه اگزیستانسیالیسم و نمود آن در دو رمان پیرمرد و دریا و حین ترکنا الجسر پرداخته شده است. شخصیتهای اصلی این دو رمان، در مواجهه با موقعیتهای چالشبرانگیز، مجبورند مسؤولیت انتخابهای خود را بپذیرند. این دو رمان نشان میدهند که مواجهه با آزادی و مسئولیت، مسیر خودسازی و معنایابی را شکل میدهد. پذیرش شجاعانه انتخابهای سانتیاگو به شرافت و معنا میانجامد، در حالی که گریز زکی نداوی از این بار وجودی، او را از اصالت و خودسازی بازمیدارد. این مقایسه، جهانشمولی تجربیات بنیادین انسانی مانند آزادی و جستجوی معنا را در فرهنگهای مختلف تأیید میکند.
مقاله پژوهشی
ادبیات تطبیقی
هدی یزدان؛ حسین ابویسانی؛ هومن ناظمیان؛ علی پیرانی شال؛ فاطمه پرچکانی
چکیده
حافظۀ جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظۀ جمعی، نقشی است که حافظه در شکلدهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا میکند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظۀ جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. ...
بیشتر
حافظۀ جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظۀ جمعی، نقشی است که حافظه در شکلدهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا میکند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظۀ جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. پژوهش حاضر با بررسی رمان أولاد الغیتو-اسمی آدم اثر الیاس خوری به نقش حافظۀ جمعی در بازسازی هویت و احیای تاریخ و صدای به حاشیه رانده شدۀ استعمارزدۀ میپردازد؛ چراکه این رمان به عنوان آرشیوی جایگزین، شکاف میان تاریخ رسمی و حافظۀ استعمارزده را آشکار می کند. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر نظریات مطرح در حوزۀ حافظۀ جمعی و بررسی رمان به شیوۀ توصیفی-تحلیلی دریافتند که شخصیت اصلی داستان با ثبت تجارب گذشتگان از خاطرات اسارت در گتو می کوشد با زیر سؤالبردن تاریخ رسمی، روایتهای به حاشیه رانده شده را احیا کند. استعمارگر نیز در مقابل برای سرکوب حافظۀ جمعی استعمارزده شگردهای گوناگونی به کار میگیرد؛ مانند: همگون سازی فرهنگی، بیاعتبار تلقیکردن روایت استعمارزده از تاریخ، سرقت فرهنگی، تحمیل حافظۀ جمعی فرمایشی، استفاده از ظرفیت هنرهای تصویری مانند فیلم سازی.