ادبیات تطبیقی
رئوف ابراهیم سمین؛ موسی پرنیان؛ خلیل بیگزاده
چکیده
نشانهشناسی فرهنگی، مطالعة مناسبات بینافرهنگی میان قطبهای تعاملی، تعارضی و تقابلی است که گسترۀ فرهنگ خودی و رمزگان آن را در برابر تنگناهای فرهنگ دیگری یا نافرهنگ تبیین میکند. برداشت پیشینی لوتمان از فرهنگ در هیأت مجموعهای از نظامهای نشانهای با حد و مرزهای مبهم بودهاست و تمامی پدیدارهای نشانهای را که در پیوستاری بهطور ...
بیشتر
نشانهشناسی فرهنگی، مطالعة مناسبات بینافرهنگی میان قطبهای تعاملی، تعارضی و تقابلی است که گسترۀ فرهنگ خودی و رمزگان آن را در برابر تنگناهای فرهنگ دیگری یا نافرهنگ تبیین میکند. برداشت پیشینی لوتمان از فرهنگ در هیأت مجموعهای از نظامهای نشانهای با حد و مرزهای مبهم بودهاست و تمامی پدیدارهای نشانهای را که در پیوستاری بهطور خاص سازمانیافته غرق هستند، سپهر نشانهای مینامد. مرز و فضای نشانهشناختی فرهنگی، همگنی و فردیت را برجسته میسازد و عملکرد این فیلترینگ، تبدیل بیگانه به آشنا و گاهی دیگری به خود است. این پژوهش رمانهای «بر جادههای آبی سرخ» و «فرانکشتاین در بغداد» را بر پایة نظریة سپهر نشانهای لوتمان با تکیه بر مرز و مرکز با کاربست مفاهیمی مانند قطبهای تعاملی، تعارضی و تقابلی در سپهر نشانهای لوتمان با رویکردی توصیفی- تحلیلی بررسی و تبیین کردهاست. نویسندگان، مرز و مرکز را در آثار مورد مطالعه برای فرهنگ خودی تبیین کرده و در صدد نگهداشت آن هستند، اگر چه فضای این آثار، مرکز و پیرامونی دارد که بهناچار دری به فرهنگ دیگری گشودهاند. دستاورد پژوهش نشان میدهد، نابرابری ساختاری از نشانههای فرهنگی در مرز و مناسبات میان متنها و فضاهای متفاوت در مرکز وجود دارد و باعث شدهن نشدهاست، بلکه تقابلهای جبرانناپذیری در آن وجود دارد. البتّه این دو نویسنده، بهویژه نادر ابراهیمی فرهنگ خودی را با وجود تقابل و تناقض فرهنگ خودی و دیگری در برخورد با فرهنگ دیگری حفظ کرده و دیگری را در خارج از مرز مؤلفههای فرهنگ خودی نگه داشتهاست.
ادبیات تطبیقی
پریسا احمدی؛ خلیل بیگزاده؛ عبدالرضا نادریفر؛ سوسن جبری
چکیده
یوری لوتمان نشانهشناسی فرهنگی را برپایة تقابلهای تعاملی در سه الگوی طبیعت و فرهنگ، آشوب و نظم، خودی و دیگری تبیین کرده است، چنانکه نشانهشناسی فرهنگی وی توانسته است پیوند ساختارهای مبتنی بر رمزگانی ویژه را در یک نظام تقابلی - تعاملی تفسیر کند. لوتمان تأثیر و تأثّر طبیعت، فرهنگ و رمزگان آنها را روی شخصیتها و کنشهای آنان ...
بیشتر
یوری لوتمان نشانهشناسی فرهنگی را برپایة تقابلهای تعاملی در سه الگوی طبیعت و فرهنگ، آشوب و نظم، خودی و دیگری تبیین کرده است، چنانکه نشانهشناسی فرهنگی وی توانسته است پیوند ساختارهای مبتنی بر رمزگانی ویژه را در یک نظام تقابلی - تعاملی تفسیر کند. لوتمان تأثیر و تأثّر طبیعت، فرهنگ و رمزگان آنها را روی شخصیتها و کنشهای آنان با سه الگوی یادشده نشان داده است. هدف نشانهشناسی فرهنگی، مطالعة مناسبات بینافرهنگی نظام تقابلی و تعاملی الگوی طبیعت و فرهنگ است که گسترۀ فرهنگ خودی و رمزگان آن را دربرابر نافرهنگ یا فرهنگ دیگری تبیین میکند. رمانهای مهاجرت گسترة مناسبی برای مطالعة تقابل، تعامل، تنگناهای طبیعت و فرهنگ و رمزگان آنها هستند. نوشتار پیش رو مؤلّفههای اساسی ساختار شخصیتها و کنشهای آنان را در رمان همنوایی شبانة ارکستر چوبها از رضا قاسمی و رمان واحۀ غروب از بهاء طاهر برپایه الگوی طبیعت و فرهنگ لوتمان با خوانشی تطبیقی بهروش توصیفی - تحلیلی بررسی کرده است. هدف پژوهش تبیین جایگاه شخصیتها و کنشهای آنان مبتنی بر تقابل و تعامل بینافرهنگی فرهنگ مبدأ و مقصد در رمانهای مورد مطالعه است. دستاورد پژوهش نشان میدهد، این دو نویسنده فرهنگ خودی را در تلاطم مهاجرت شخصیتها به فرهنگ میزبان مبتنی بر مؤلّفههای طبیعت و فرهنگ حفظ کردهاند، چنانکه رمانهای این دو نویسنده در مؤلّفههای اجتماعی جنسیت، ازدواج و غلبة قدرت (قتل) با الگوی نسبی طبیعت - فرهنگ همخوانی دارند. بافت مکانی و فضاسازی واحۀ غروب با الگوی طبیعت سازگار است، امّا رمان همنوایی شبانه ارکستر چوبها با الگوی فرهنگ همگرایی دارد.
آذر دانشگر؛ خلیل بیگزاده؛ لیلا رحمتیان
چکیده
در ادبیات داستانی، راوی خود را در برابر جهانی مشترک با دیگران و در عین حال متفاوت مییابد. گاهی در نقاط مختلف دنیا، این تفاوتها به شباهتهایی قابل درک تبدیل میشود. منطقۀ خاورمیانه با تاریخ پرآشوب خود میتواند ذهن مشابهی را برای روایتگران عصر حاضر ایجاد کند. این اشتراکات روحی در بیان روایت، گسترة مناسبی برای پرداختن به پژوهشهای ...
بیشتر
در ادبیات داستانی، راوی خود را در برابر جهانی مشترک با دیگران و در عین حال متفاوت مییابد. گاهی در نقاط مختلف دنیا، این تفاوتها به شباهتهایی قابل درک تبدیل میشود. منطقۀ خاورمیانه با تاریخ پرآشوب خود میتواند ذهن مشابهی را برای روایتگران عصر حاضر ایجاد کند. این اشتراکات روحی در بیان روایت، گسترة مناسبی برای پرداختن به پژوهشهای تطبیقی است. این جستار با رویکردی توصیفی- تحلیلی مبتنی بر مکتب آمریکایی به کاوشی تطبیقی در روایتهای «حین ترکنا الجسر» از عبدالرحمن منیف و «پیکر فرهاد» از عباس معروفی میپردازد. این روایتها از ابتدای ارسال پیام فرستنده به مخاطب تا دریافت بافتهای متفاوت گفتمانی، خواننده را به سوی درک مناسبات و ترکیب درونی اثر ادبی به منظور دستیابی به ساختار نهایی روایتها هدایت میکنند. در این پژوهش با بررسی پیرفتها و قاعدههای مختص به زبان رمانها وتقطیع ساختارهای سطح روایی، نشانههای حسی- ادراکی استخراج شدهاست. این نشانهها در جریان سیّال ذهن روایتگران به کنشهای قهرمانها سمت و سو داده و منجر به کشف گفتمانهای بوشی در نظام معنایی میشوند. نشانههای عینی که در گذر زمان به روزمرگی رسیدهاند در فصل جدیدی از انفصال معنایی قرار میگیرند. ایجاد معناهای تازه و پیشتنیدگیها و پستنیدگیهای زمانی دریافتهای زیباییشناسی را از خلال چالههای معنایی نمایان میکند. شوشگرها با خروج از موقعیتهای سلبی در جهت رسیدن به استعلای معنای بودن، توالی گفتمان بوشی را خلق میکنند. گفتمانهای بوشیِ محصول جریان سیال ذهن روایگران در بُعدی حسی-ادراکی و نموداری پر جهش از سلب به ایجاب به خلق نشانههای جدید و متفاوت میپردازند.
ادبیات تطبیقی
غلامرضا حیدری؛ خلیل بیگزاده؛ الیاس نورایی
چکیده
خطبههای کوفه و شام حضرت زینب (س) سرشار از جلوههای پایداری دربرابر حکومت بنیامیّه است و بر شاهدنامه الهامی کرمانشاهی تأثیر شگرفی داشته است، چنانکه وی جلوههای پایداری را با تکیه بر خطبههای حضرت زینب (س) در شعرش آورده و آنها را با زبانی بلاغی در گسترة تشبیه بهخوبی پرورده و در نقل سخنان حضرت (س) و نیز توصیف صحنههای عاشورایی ...
بیشتر
خطبههای کوفه و شام حضرت زینب (س) سرشار از جلوههای پایداری دربرابر حکومت بنیامیّه است و بر شاهدنامه الهامی کرمانشاهی تأثیر شگرفی داشته است، چنانکه وی جلوههای پایداری را با تکیه بر خطبههای حضرت زینب (س) در شعرش آورده و آنها را با زبانی بلاغی در گسترة تشبیه بهخوبی پرورده و در نقل سخنان حضرت (س) و نیز توصیف صحنههای عاشورایی از کربلا تا شام به منابع معتبر تاریخی پابند بوده است. پژوهش پیش رو، بنمایههای پایداری در خطبههای حضرت زینب (س) و کارکرد آنها را در منظومة شاهدنامة الهامی کرمانشاهی براساس نظریّة ادبیّات تطبیقی اسلامی مبتنی بر مشترکات فرهنگی و دینی مسلمانان و رابطة تأثیر و تأثّر تاریخی با رویکردی توصیفی - تحلیلی کاویده است. بر این اساس، دستاورد پژوهش نشان میدهد که آگاهیبخشی چنان اصلیترین عنصر پایداری، نوید پیروزی حق بر باطل و امید به انتقام، ستمستیزی و اعتراض، نکوهش و سرزنش مردم کوفه و حاکمان، رویارویی با ستمکاران، فرهنگ شهادت و پایداری و سرانجام پیروزی حق بر باطل از جلوههای پایداری در خطبههای حضرت زینب (س) است که الهامی کرمانشاهی بدانها توجّه داشته و بنمایة موضوعی شعر خویش کرده است.
خلیل بیگزاده
دوره 8، شماره 32 ، اسفند 1397، ، صفحه 51-67
چکیده
یعتبر التوحید بین الروایة و مرکز الرؤیة من العناصر البدیهیة فی کتابة القصص، لأنَّ التبئیرهو إختیار مرکز الرؤیة الذی یشاهد عن طریقه الشخصیّات و الأحداث الروائیة، فهذه العملیّة تبرّر تعدّد الأصوات فی الروایة و تمزج فی مسیرتها زوایا الرؤیة المختلفة و تتغیر دائماً من رؤیةٍ إلی أخری. هذه الدراسة ناقشت و فسّرت أنواع التبئیرﺍﻟﺴﺭﺩی ...
بیشتر
یعتبر التوحید بین الروایة و مرکز الرؤیة من العناصر البدیهیة فی کتابة القصص، لأنَّ التبئیرهو إختیار مرکز الرؤیة الذی یشاهد عن طریقه الشخصیّات و الأحداث الروائیة، فهذه العملیّة تبرّر تعدّد الأصوات فی الروایة و تمزج فی مسیرتها زوایا الرؤیة المختلفة و تتغیر دائماً من رؤیةٍ إلی أخری. هذه الدراسة ناقشت و فسّرت أنواع التبئیرﺍﻟﺴﺭﺩی فی روایتی سنة البَلبَلة للکاتب عباس معروفی وموسم الهجرة الی الشمال للکاتب الطیب صالح، وفقاً لنظریة البؤرة عند جیرار جینیت، النظریة التی ترتبط مباشراً بتیار الوعی، وفقاً للمنهج الوصفی - التحلیلی، معتمداً علی مدرسة الأدب المقارن و قد بیّنت أسالیب الأصوات و تعدّدها وعرضت أحاسیس شخصیّات الروایة و أفکارها عن طریق تیار الوعی و حدّدت أنَّ وجهة النظر لجیرار جینیت حول التبئیر فی الروایتین، ترتبط مباشرة بتیار الوعی و هذا التلائم یظهر فی روایة سنة البلبلة أکثر وضوحاً.
خلیل بیگ زاده
دوره 6، شماره 23 ، آذر 1395، ، صفحه 1-23
چکیده
چکیدهروایتشناسی و بهویژه مقولۀ زمان در روایت از دانشهای جدید نقد ادبی و روایی در چند دهة اخیر است. ژرار ژنت فرانسوی موفّقترین نظریهپرداز زمان روایی است که نظریۀ خویش را در سه قالب «نظم، تداوم و بسامد» مطرح کردهاست. همچنین ژولیوا کریستوا نیز بر این عقیده است که میتوان زمان داستانهای روایی را با تحلیل زمان روایی ...
بیشتر
چکیدهروایتشناسی و بهویژه مقولۀ زمان در روایت از دانشهای جدید نقد ادبی و روایی در چند دهة اخیر است. ژرار ژنت فرانسوی موفّقترین نظریهپرداز زمان روایی است که نظریۀ خویش را در سه قالب «نظم، تداوم و بسامد» مطرح کردهاست. همچنین ژولیوا کریستوا نیز بر این عقیده است که میتوان زمان داستانهای روایی را با تحلیل زمان روایی و زمان متن مورد بحث به دو گونه زمانمندی یادوارهای و خطی تقسیم کرد. در واقع زمانمندی خطی خصلتی دراماتیک و زمانمندی یادوارهای خصلتی روایی به متن میدهد. این پژوهش دو داستان کوتاه «بعد از ظهر سبز» از مصطفی مستور، داستانپرداز ایرانی و «دُومَه ود حَامِد» از طیب صالح، رماننویس نامدار سودانی را با هدف تبیین عنصر زمان و زمانمندی خطی و یادوارهای به روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد ادبیات تطبیقی بررسی کرده و نشان دادهاست که این دو اثر به دلیل بهکارگیری استرجاعات و پرشهای زمانی فراوان در چارچوب نظریۀ ژنت و زمانمندی خطی و یادوارهای قابل بررسی هستند، شاکلههای روایی زمان و نیز نزدیکی این دو نظریۀ در باب زمان روایی (زمانمندی یادوارهای) و دراماتیک (خطی) در دو اثر تقریباً یکی است که این جستار تقرب و همگرایی این دو داستان را به نظریۀ زمانمندی ژنت و زمانمندی یادوارهای کریستوا تبیین کردهاست، با این تفاوت که متن داستان «دُومه ود حَامِد» خصلت روایی بیشتری با این دو نظریه و به ویژه زمانمندی یادوارهای کریستوا دارد.