ادبیات تطبیقی
عزت ملاابراهیمی؛ سعید پروانه
چکیده
فرهنگ و ادب عربی و فارسی در گذر دورههای مختلف تاریخی، به دلیل ارتباطات فراوان مردمان این دو سرزمین با یکدیگر، تعامل زیادی با هم داشتهاند. اثرپذیری شاعران ایرانی و عرب از فرهنگ و ادبیات یکدیگر، از نمایانترین جلوه های این تعامل است. نزار بنی المرجه، از شاعران معاصر سوری است که تحت تأثیر این تعامل ادبی، رنگ و بوی فرهنگ و ...
بیشتر
فرهنگ و ادب عربی و فارسی در گذر دورههای مختلف تاریخی، به دلیل ارتباطات فراوان مردمان این دو سرزمین با یکدیگر، تعامل زیادی با هم داشتهاند. اثرپذیری شاعران ایرانی و عرب از فرهنگ و ادبیات یکدیگر، از نمایانترین جلوه های این تعامل است. نزار بنی المرجه، از شاعران معاصر سوری است که تحت تأثیر این تعامل ادبی، رنگ و بوی فرهنگ و ادب فارسی را در اشعار خود نمایان کرده است. وی در سرودههای خویش، از شاعران ناموری چون سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی به نیکی یاد کرده و به توصیف برخی از شهرها و مکانهای تاریخی و باستانی ایران پرداخته است. نگارندگان در این پژوهش، به روشی توصیفی-تحلیلی، به بررسی شخصیتها و مکانهای ایرانی در شعر نزار بنی المرجه پرداخته و از تأثیرپذیری این شاعر سوری از فرهنگ و ادب فارسی سخن به میان آوردهاند. همچنین پربسامدترین نمادهای ادب فارسی را در اشعار او شناسایی و تحلیل کردهاند. فرهنگ و ادب فارسی، به دلیل غنا و بار معنایی فراوان خود، از مرزهای جغرافیایی کشور ایران گذشته، با احساسات لطیف شاعر معاصر عرب درآمیخته و در قالب سرودههای زیبا تجلّی یافته که اشعار نزار بنی المرجه، مصداق بارز این تأثیرپذیری و تعامل فرهنگی است.
تورج زینی وند؛ روژین نادری
چکیده
سعید علّوش منتقد و مترجم مغربی از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی در جهان عرب بهشمار میآید. آثار وی در این حوزه در معرّفی مکتبهای مطرح ادبیّات تطبیقی و کتابشناسی این دانش در جهانعرب نقش اساسی داشته است. علّوش در ادبیّات تطبیقی معاصر، بیشتر در مسیر تحقّق پنج هدف اساسی حرکت نموده است؛ الف: معرّفی تاریخچه و نقد مکتبهای ...
بیشتر
سعید علّوش منتقد و مترجم مغربی از پژوهشگران برجسته ادبیّات تطبیقی در جهان عرب بهشمار میآید. آثار وی در این حوزه در معرّفی مکتبهای مطرح ادبیّات تطبیقی و کتابشناسی این دانش در جهانعرب نقش اساسی داشته است. علّوش در ادبیّات تطبیقی معاصر، بیشتر در مسیر تحقّق پنج هدف اساسی حرکت نموده است؛ الف: معرّفی تاریخچه و نقد مکتبهای مشهور ادبیّات تطبیقی. ب: نقد فرهنگی ادبیّات تطبیقی. ج: بررسی وضعیّت کنونی ادبیّات تطبیقی در جهان عرب و چالشهای فراروی آن. د: تأکید بر نظریه اسلامی ادبیّات تطبیقی. هـ: نقش ترجمه در ادبیّات تطبیقی. لذا این پژوهش توصیفی ـ تحلیلی برآن است ضمن معرفی سعید علّوش، به تحلیل دیدگاههای وی در باب ادبیات تطبیقی عربی نیز بپردازد که درنهایت به این مهم رهیافت هاست، که علّوش ضمن در پیش گرفتن اهداف نامبرده و برجسته نمودن نقش عرب در ادبیّات تطبیقی غرب، نقصها و اشتباهاتی چند در آثار و گفتههای خویش داشته است؛ ازجمله آنکه علّوش بعد از نوشتن رساله دکتری و چاپ آن کار جدیدی نکرد و تمام کارهای چاپ شده وی تکرار مطالب رسالة دکتری است. متهم کردن مجله الدراسات الادبیه و تلاشهای محمد محمدی به تلاش برای تقویت جنبش امل از اشتباهات فاحش کتاب مکونات الادب المقارن و مدارس الادب المقارن است که با روح علمی سازگاری ندارد و نیز پریشانی نویسنده در کاربرد واژگان غلوآمیزی چون مکتب اسلاوی و عربی هم از دیگر اشکالات کار اوست.
ادبیات تطبیقی
شیوا صادقی؛ علی سلیمی؛ الیاس نورایی
چکیده
برپایه الگوهای علوم شناختی و در رویکردهای معنیشناسی، استعارههای مفهومی پا به عرصه ادبیات گذاشتند. استعاره های مفهومی همانهایی بودند که نخستینبار جورج لیکاف و مارک جانسون مدّعی طرح آن شدند. انگاره هایی که ویژگی قلمرو مبدأ را تعیین می کنند و بر قلمرو مقصد نگاشته می شوند. تجربیاتی حسی که نتیجه تعامل ما با محیط پیرامونمان ...
بیشتر
برپایه الگوهای علوم شناختی و در رویکردهای معنیشناسی، استعارههای مفهومی پا به عرصه ادبیات گذاشتند. استعاره های مفهومی همانهایی بودند که نخستینبار جورج لیکاف و مارک جانسون مدّعی طرح آن شدند. انگاره هایی که ویژگی قلمرو مبدأ را تعیین می کنند و بر قلمرو مقصد نگاشته می شوند. تجربیاتی حسی که نتیجه تعامل ما با محیط پیرامونمان هستند. پژوهش حاضر استعاره های مفهومی (جهتی، ساختاری و هستیشناختی) را در اشعار خلیل مطران و گلچین گیلانی بررسی کرده تا ضمن واکاوی میزان استفادة دو شاعر از این الگو، جهت گیری و سمت و سوی دو شاعر را در استفاده از این تصاویر بشناسد. پس از بررسی اشعار این دو شاعر، بهطور جداگانه مشخّص شد که هردو شاعر، بهصورت کاملاً متعادل از این استعارهها در اشعارشان بهره برده اند و با استفاده از تصاویر حاصل از استعاره های مفهومی، به شعرشان پویایی، پیوستگی، سرعت و شتاب بخشیده اند. با این تفاوت که خلیل مطران از این مفاهیم درراستای تصویرسازی در تمامی مواضع و جهت ها (عشق، سیاست، وطن، جهل، ستم و...) بهره برده است؛ اما گلچین گیلانی بهجز در مواردی اندک، از این استعاره های مفهومی در تصویرسازی طبیعت و انتقال احساسات خود استفاده کرده است.