ادبیات تطبیقی
مهدی یاری؛ سید مهدی نوری کیذقانی؛ مهدی خرمی سرحوضکی؛ حسین شمسآبادی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی مؤلفۀ «مقاومت در برابر فرهنگپذیری» در شخصیتهای دو عارف بزرگ اسلامی، سهروردی و ابن عربی، در دو رمان فارسی و عربی انجام شده است. مبنای نظری تحقیق، نظریۀ هرم نیازهای آبراهام مازلو است که یکی از مهمترین نظریات شخصیتشناسی در روانشناسی انسانگرا به شمار میرود. بر اساس این نظریه، انسان پس از تأمین نیازهای ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی مؤلفۀ «مقاومت در برابر فرهنگپذیری» در شخصیتهای دو عارف بزرگ اسلامی، سهروردی و ابن عربی، در دو رمان فارسی و عربی انجام شده است. مبنای نظری تحقیق، نظریۀ هرم نیازهای آبراهام مازلو است که یکی از مهمترین نظریات شخصیتشناسی در روانشناسی انسانگرا به شمار میرود. بر اساس این نظریه، انسان پس از تأمین نیازهای اولیه، به مرحلۀ خودشکوفایی میرسد و در این مرحله، ویژگیهایی چون استقلال، اصالت، و مقاومت در برابر فرهنگپذیری را از خود بروز میدهد. روش پژوهش، توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر استقـرای ناقص است. در این راستا، دو رمان قلندر و قلعه (دربارۀ سهروردی) و موت صغیر (دربارۀ ابن عربی) بهصورت تطبیقی بررسی شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که در هر دو رمان شخصیتهای اصلی، مسیر رشد را از سطوح ابتدایی هرم نیازها آغاز کرده و در نهایت به مرحلۀ خودشکوفایی رسیدهاند. در این مرحله، آنان با نقد برخی اندیشههای رایج، مقابله با قدرتهای حاکم، و بیاعتنایی به عرف اجتماعی، نمونههای بارزی از مقاومت در برابر فرهنگپذیری را نشان میدهند. در نتیجه، میتوان گفت مقاومت در برابر فرهنگپذیری، مؤلفهای اساسی در تبیین شخصیت خودشکوفای این دو عارف است.
آذرنوش گیلانی؛ سیدصادق زمانی
چکیده
ایرانیان باستان، بهمثابة یکی از ملّتهای متمدّن و صاحب اندیشه و تفکّر، در طول تاریخ با حکمت و فلسفه در پیوند بودهاند. بازتاب فلسفه و حکمت ایران باستان را میتوان بهروشنی در اندیشة فردوسی و سهروردی مشاهده کرد. آنگونه که از شواهد پیداست، فردوسی و سهروردی به منابع مشترکی؛ مانند کتاب اوستا یا گفتگو با خردمندان زرتشتی دسترسی ...
بیشتر
ایرانیان باستان، بهمثابة یکی از ملّتهای متمدّن و صاحب اندیشه و تفکّر، در طول تاریخ با حکمت و فلسفه در پیوند بودهاند. بازتاب فلسفه و حکمت ایران باستان را میتوان بهروشنی در اندیشة فردوسی و سهروردی مشاهده کرد. آنگونه که از شواهد پیداست، فردوسی و سهروردی به منابع مشترکی؛ مانند کتاب اوستا یا گفتگو با خردمندان زرتشتی دسترسی داشتهاند؛ افزون بر اینکه یکی از آبشخورهای فکری شیخ اشراق، کتاب شاهنامة فردوسی بوده است. سهروردی در کتابهای خود، بهگونهای از پادشاهان اساطیری یاد میکند که گویی شعر فردوسی را به نثر بازگردانده است. در این میان، یکی از پهلوانانی که مورد علاقة فردوسی و سهروردی بوده، کیخسرو است. تمام ویژگیهای کیخسرو در شاهنامة فردوسی، با ویژگیهای او در اندیشة سهروردی قابل تطبیق است. ویژگیهایی همچون داشتن فرّة ایزدی، خصال نیک انسانی، عدالت، خردمندی، سفر عرفانی و عروج او؛ همگی در اندیشة فردوسی و سهروردی قابل تطبیق است. در پژوهش حاضر، تلاش بر آن است تا با استناد به منابع، بهروش مکتب آمریکایی، ضمن بررسی چگونگی تأثیرپذیری سهروردی از اندیشة فردوسی؛ ویژگیهای کیخسرو در اندیشة فردوسی و سهروردی مقایسه شود. یافتههای پژوهش، بیانگر آن است که سهروردی در وصف ویژگیهای عرفانی کیخسرو از شاهنامة فردوسی الگو گرفته است و تمام ویژگیهای عرفانی کیخسرو، در اندیشة فردوسی و سهروردی با هم قابل تطبیق است.