ترجمه
سید مهدی مسبوق؛ سولماز غفاری
چکیده
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روشها و سبکهای ویژهی مترجم، ممکن است ترجمهای خاص نسبت به دیگر ترجمهها مقبولیت افزونتری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمهشده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهشهای ترجمهشناسی فراهم میآورد. کتاب ...
بیشتر
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روشها و سبکهای ویژهی مترجم، ممکن است ترجمهای خاص نسبت به دیگر ترجمهها مقبولیت افزونتری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمهشده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهشهای ترجمهشناسی فراهم میآورد. کتاب «الصهیونیة و العنف من بدایة الاستیطان إلی إنتفاضة الأقصی» اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجستهی مصری و صهیونیسمپژوه، از مهمترین آثار این نویسنده بهشمار میرود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گسترهی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمرهی مطالعات توصیقی ترجمه جای میگیرد، از الگوهای راهگشا محسوب میشود. این الگو با تکیه بر چهار محور «دادههای مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظاممند»، در پی یافتن روشهایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمهی یادشده، شناسایی دخلوتصرفهای اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکرهی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافتهها حاکی از آن است که فلاحی بر پایهی الگوی یادشده، ترجمهای عمدتا تحتاللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزشهایی نیز در آن مشاهده میشود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظاممند» - بهعنوان آخرین مرحلهی الگو - نشان میدهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیینکننده ایفا کردهاند.
ادبیات تطبیقی
عبدالباسط عرب یوسف آبادی؛ فائزه عرب یوسف آبادی
چکیده
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستاننویسی با استفاده از شخصیتهای عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیطهای متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابلتوجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رماننویس ...
بیشتر
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستاننویسی با استفاده از شخصیتهای عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیطهای متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابلتوجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رماننویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایة الغرفة 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهتهای قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعة داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفههای گوتیک در مجموعه داستانهای حکایة الغرفة 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلیترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستانهای حکایة الغرفة 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیتپردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفهها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستانهای حکایة الغرفة 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.