ادبیات تطبیقی
علی سلمانی گلیان؛ احمدرضا حیدریان شهری؛ صدیقی بهار
چکیده
احمد مطر از جمله شاعران سیاسی و متعهّد عراقی به شمار می رود که با بیان خاص خود به مفاهیم سیاسی و اجتماعی پرداختهاست و از طرف دیگر، جعفرقلی زنگلی در ادبیات کردی، ملقّب به ملک الشعرای کرمانج و از برجستهترین شاعران کرد ایرانی به حساب میآید. هر دو شاعر از عنصر نماد به عنوان بخش جدایی ناپذیر سرودههایشان بهره بردهاند و نمادهای دینی ...
بیشتر
احمد مطر از جمله شاعران سیاسی و متعهّد عراقی به شمار می رود که با بیان خاص خود به مفاهیم سیاسی و اجتماعی پرداختهاست و از طرف دیگر، جعفرقلی زنگلی در ادبیات کردی، ملقّب به ملک الشعرای کرمانج و از برجستهترین شاعران کرد ایرانی به حساب میآید. هر دو شاعر از عنصر نماد به عنوان بخش جدایی ناپذیر سرودههایشان بهره بردهاند و نمادهای دینی بسیاری در اشعارشان وجود دارد. چگونگی بهکارگیری نمادهای دینی توسط این دو سرایندۀ معاصر عرب و کرد، اندیشهها و اعتقادات درونی ایشان را آشکار مینماید و بررسی تطبیقی نمادهای دینیشان از آن جهت حائز اهمیت است که میتواند دید همهجانبهتری به مخاطب ادبیات جهان بدهد. هدف از انجام این پژوهش، بررسی نمادگرایی دینی در اشعار احمد مطر و جعفرقلی زنگلی است که با روش توصیفی_تحلیلی و با تکیه بر نشانهشناسی پیرس و مکتب آمریکا، به مقایسۀ این نمادها پرداختهاست. نتایج این پژوهش از این قرار است که سرایندگان، شخصیتهای منفی و مثبت دینی را در دیوانشان بازتاب دادهاند با این تفاوت که اشعار جعفرقلی بیشتر به واقعیت تاریخ توجه داشتهاست، همچنین؛ بسامد کاربست مکان و زمان های مقدس تقریبا مشابه یکدیگر می باشد و هردو سراینده از طبیعت و نماد برای بیان اغراض خود استفاده نمودهاند و مطر با بیان شاعرانهی خود، از مسائل دینی در سطح نماد بهره میبرد و زنگلی به دلیل سادگی، از این مفاهیم در حد نمایه استفاده میکند.
ادبیات تطبیقی
احمد لامعی گیو؛ وجیهه زمانی بابگهری
چکیده
بنابر دیدگاه یونگ، روانشناس سوئیسی، ضمیر ناخودآگاه بشر یک سویة جمعی دارد که آکنده از کهنالگوهای موروثی از نیاکان اوست. این میراث میتوانند بر افکار و احساسات بشر تأثیر بگذارند. یکی از آن کهنالگوها آنیما نام دارد که به شخصیت زن پنهان در وجود هر مردی اطلاق میشود. در آثاری که برآمده از احساسات مردانه هستند، بهویژه آثاری ...
بیشتر
بنابر دیدگاه یونگ، روانشناس سوئیسی، ضمیر ناخودآگاه بشر یک سویة جمعی دارد که آکنده از کهنالگوهای موروثی از نیاکان اوست. این میراث میتوانند بر افکار و احساسات بشر تأثیر بگذارند. یکی از آن کهنالگوها آنیما نام دارد که به شخصیت زن پنهان در وجود هر مردی اطلاق میشود. در آثاری که برآمده از احساسات مردانه هستند، بهویژه آثاری که مضمونی عاشقانه دارند، بهتر میتوان ردّ پای آنیما را دید؛ زیرا در این آثار، زنِ درون مرد، مجال یافته تا خود را به مرحلۀ ظهور و بروز رساند. نوشتار پیش رو با روش تحلیلی - تطبیقی و با رویکرد تطبیقی مکتب آمریکایی که شباهت آثار ادبی را ناشی از مشترکات روان همۀ انسانها میداند، به بررسی موشکافانة این کهنالگو در اشعار عاشقانة دو شاعر عشقپرداز معاصر، یعنی محمود درویش و فریدون مشیری میپردازد. نتایج حاصل از پژوهش نشان میدهد که میتوان از آنیما بهعنوان مبنای مشترک در تطبیق اشعار دو شاعر استفاده کرد؛ زیرا با اینکه آنها از دو فرهنگ و نژاد مختلف هستند؛ امّا بهطور مشترک، بسیاری از کارکردها و فرافکنیهای مثبت و منفی آنیما را بهکار بردهاند. وقتی احساس غم، ترس، پوچی و مرگ دارند، در سیطرۀ آنیمای منفی قرار دارند و آنگاه که همسر ِدل و بانوی رؤیاهای خویش را سراپا همه خوبی و زیبایی مینامند و در آرزوی وصال او هستند، تحت سلطۀ آنیمای مثبت خویش هستند.
اقدس بهزادی پور؛ انسیه خزعلی؛ عواد کاظم الغزی؛ علی عباسی
چکیده
مفهوم پایداری، در بستر متن و تصویر، هماره با مسئلۀ فلسطین، بهعنوان چارچوب اصلی ادبیات مقاومت، گره خورده است. این پیوند، نتیجۀ آن است که زبان در خط و شکل نوشتاری خود جنبۀ تصویری و ویژگی بصری دارد. درمقابل، کاریکاتور در اندیشه و مفهوم خود، حامل ویژگی جداییناپذیر زبانی است. وجوه مشترکی که در این دو سبک هنری (کاریکاتور و شعر) همچون نشانههای ...
بیشتر
مفهوم پایداری، در بستر متن و تصویر، هماره با مسئلۀ فلسطین، بهعنوان چارچوب اصلی ادبیات مقاومت، گره خورده است. این پیوند، نتیجۀ آن است که زبان در خط و شکل نوشتاری خود جنبۀ تصویری و ویژگی بصری دارد. درمقابل، کاریکاتور در اندیشه و مفهوم خود، حامل ویژگی جداییناپذیر زبانی است. وجوه مشترکی که در این دو سبک هنری (کاریکاتور و شعر) همچون نشانههای پنهان استعاره، مجاز، تشبیه و سایر نشانههای لایهای وجود دارد و همچنین تأثیرگذاری غیر قابل انکار این دو گونه در عامه مردم، موجب شد که آثار دو تن از نامآوران این عرصه، یعنی ابراهیم نصرالله و ناجی العلی بررسی و با معیارهای نقدی واحد سنجش و تحلیل شوند. پژوهش حاضر با بهرهگیری از شیوه توصیفی - تحلیلی و با رویکرد تطبیقی نشانه - معناشناسی و الگوهای روایی - مفهومی، درپی شناخت مشترکات و تفاوتهای این دو گونة هنری برآمده است. یافتههای جستار پیش رو در بررسی کاریکاتورها و اشعار با موضوع واحد چنین است که در بخش نشانههای لایهای؛ از قبیل جلوههای جانشینی، استعاری و تشبیهی، همچنین مشترکات همنشینی، ترادف و تضاد و بهرهگیری از مجاز هردو گونه اشتراکات و مشابهتهای فراوان دارند، اما در بررسی روایی - مفهومی؛ تمایزاتی نیز بین دو گونه مشهود است؛ بهگونهای که در اشعار نصرالله، ضمن نمود بردار حرکتی و رنگ، جنبة روایتی غلبه دارد و در کاریکاتورهای ناجی العلی، جنبة مفهومی و نمادین الگوی غالب است و عنصر رنگ در سیاه و سفیدبودن کاریکاتورها تجلّی مییابد.
ادبیات معاصر
یعقوب نوروزی؛ عسگر بابازاده اقدم؛ مجید محمدی
چکیده
فلسفه و ادبیات هرچند متعلّق به دو حوزة متفاوت علم و هنر هستند که هدف یکی کشف دانش و دیگری خلق زیبایی و لذّتبخشی است، با اینهمه ارتباطهایی نیز بین این دو حوزه وجود دارد. ادبیات گاهی جلوهگاه افکار و اندیشههای فلسفی و تفسیر و تبیین این افکار میشود و شاعران و نویسندگان برای غنائی معنایی و محتوایی آثار خود افکار فلسفی را در آثار ...
بیشتر
فلسفه و ادبیات هرچند متعلّق به دو حوزة متفاوت علم و هنر هستند که هدف یکی کشف دانش و دیگری خلق زیبایی و لذّتبخشی است، با اینهمه ارتباطهایی نیز بین این دو حوزه وجود دارد. ادبیات گاهی جلوهگاه افکار و اندیشههای فلسفی و تفسیر و تبیین این افکار میشود و شاعران و نویسندگان برای غنائی معنایی و محتوایی آثار خود افکار فلسفی را در آثار خود وارد میکنند و همزمان، فلسفه برای سهولت انتقال، به زبان ادبیات و هنر نیاز دارد. افکار فلسفی در قالب زبان ادبی دلنشینتر و زیباتر، قابل بیان است. در نوشتار پیش رو پس از بحثی درمورد رابطة فلسفه و ادبیات به بحث درمورد افکار فلسفی شفیعی کدکنی با تکیه بر اگزیستانسیالیسم پرداختیم. دیدگاههای وجودی در اشعار شفیعی کدکنی بهشکلی گسترده وارد شده است و این اندیشهها در بسیاری موارد بر پارهای از اشعار شاعر، نظام و وحدت معنایی بخشیده است و شاعر، فکری فلسفی را در این اشعار پرورده است. دیدگاههای فلسفی شفیعی همچون اومانیسم، آزادی فلسفی، وانهادگی انسان، حق انتخاب و آزادی انسان و... سبب غنای محتوایی و اندیشگی اشعار او شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و تلاش شده است تا نمودهای اندیشههای فلسفی در اشعار شفیعی کدکنی، از متن استخراج شده و مورد بحث و بررسی قرار گیرد. نتایج پژوهش حاضر، نشانگر این است که اگزیستانسیالیسم و دیدگاههای اگزیستانسیالیستی بخش قابلتوجّهی از رویکرد فکری شفیعی کدکنی را به خود اختصاص داده و او از اصول این مکتب فکری همچون؛ آزادی انسان، تعهّد و مسئولیت، اختیار و انتخاب، انسانگرایی و... در جهت غنای محتوایی شعر خود بهره برده و به برخی اشعار خود، رنگی فلسفی زده است.
علیرضا منوچهریان
چکیده
یکی از جذّابترین زمینههای مطالعه و پژوهش در ادبیّات مشرقزمین، پرداختن به تأثیر متقابل آثار ادبی در زبانهای پارسی و عربی و بهویژه درونمایههای مشترک دیوانهای شعری پارسی و عربی است که از کهنترین مباحث ادبیّات تطبیقی و در عین حال از دشوارترین زمینههای پژوهش در این عرصه نیز بهشمار میرود. در جستار فراروی که ...
بیشتر
یکی از جذّابترین زمینههای مطالعه و پژوهش در ادبیّات مشرقزمین، پرداختن به تأثیر متقابل آثار ادبی در زبانهای پارسی و عربی و بهویژه درونمایههای مشترک دیوانهای شعری پارسی و عربی است که از کهنترین مباحث ادبیّات تطبیقی و در عین حال از دشوارترین زمینههای پژوهش در این عرصه نیز بهشمار میرود. در جستار فراروی که بهشیوة علمی – پژوهشی فراهم آمده، نگارنده کوشیده است که با روش تحلیلی - توصیفی و بر اساس مکتب فرانسه در ادبیّات تطبیقی، تأثیر شعر و ادب عربی را بر دیوان فرّخی سیستانی شاعر پارسی قرن پنجم هجری کاوش نماید. پژوهش حاضر، پس از پیشگفتار و پرداختن به سبک شعری فرّخی، به تأثیر قرآن و واژگان و نامهای عربی بر دیوان وی اشارهای کوتاه نموده، سرانجام به مبحث تفصیلی مقاله، یعنی مقایسۀ نمونههای متعدّدی از اشعار و امثال عربی با اشعار فرّخی پرداخته و ازجمله به این نتیجه رسیده است که فرّخی، در عین تأثیرپذیری از تعبیرها و تصاویر شعر و ادب عربی، شاعری خلّاق و مضمونآفرین است؛ دیگر اینکه در ادبیّات مشرقزمین و بهویژه شعر فرّخی، فرهنگ غلبة قلم بر تیر و شمشیر که آرزوی انسانهای فرهیختة عصر حاضر است، بهخوبی جلوهگر شده است. امید، آنکه این کاوشنامه، پیوند دیرین ادب پارسی و عربی را بیش از پیش بنماید و منبعی دیگر به منابع پژوهشهای تطبیقی بیفزاید.
سهیلا عیدانی؛ جواد سعدونزاده
دوره 8، شماره 29 ، خرداد 1397، ، صفحه 105-123
چکیده
ابن رومی (221-283 هـ)، از سخنسرایان سترگ دورة دوّم عبّاسی و از مفاخر عالم تشیّع است که زیبایی و ظرافت چکامههای بلندش، رونقبخش بلاغت ادب عربی است. جلوههای فراوان تأثیرگذاری فرهنگ و ادب ایرانی بر شعر این شاعر سایه افکنده، به طوری که در برخی از سرودههای خود، از مظاهر مختلف فرهنگ و تمدّن ایرانی تأثیر پذیرفته است. نوشتار حاضر، پژوهشی ...
بیشتر
ابن رومی (221-283 هـ)، از سخنسرایان سترگ دورة دوّم عبّاسی و از مفاخر عالم تشیّع است که زیبایی و ظرافت چکامههای بلندش، رونقبخش بلاغت ادب عربی است. جلوههای فراوان تأثیرگذاری فرهنگ و ادب ایرانی بر شعر این شاعر سایه افکنده، به طوری که در برخی از سرودههای خود، از مظاهر مختلف فرهنگ و تمدّن ایرانی تأثیر پذیرفته است. نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی - تحلیلی، با هدف شناسایی زوایای گوناگون فرهنگ و ادب ایرانی در اشعار ابن رومی است که به شیوهای نظاممند، بررسی جشنها، آداب و رسوم ایرانی، الفاظ و واژههای فارسی، امثال و حکم، ذکر اسامی شهرها و اماکن ایرانی و ... را در دیوان این شاعر به نقد کشیده است. محورهای اساسی این پژوهش که در قلمرو ادبیّات تطبیقی و مکتب فرانسه نگاشته شده، عبارتند از: دورنمایی از زندگی علمی و ادبی ابن رومی و نقد، تحلیل و تبیین برخی مضامین و جلوههای فرهنگ و ادب ایرانی در اشعار وی. یافتة اساسی پژوهش در این است که ابن رومی، با بینش و آگاهی وسیع از فرهنگ و ادب ایرانی، از مظاهر مختلف آن تأثیر پذیرفته است. در این مقاله، ضمن اثبات تأثیرپذیری ابن رومی از فرهنگ و ادب ایرانی، این نتیجه به دست آمده است که علاقة قلبی وی به سرزمین ایران، او را از توجّه به مبادی اسلامی بازنداشته و معرّفی فرهنگ سرزمین مادری خویش، ایران، به دیگر ادیبان و مخاطبان عرب، از جمله دغدغههای فکری این شاعر شیعی بوده است.
حجت اله فسنقری؛ سهیلا اکبری
دوره 6، شماره 23 ، آذر 1395، ، صفحه 85-107
چکیده
رمانتیسم اجتماعی یا جامعهگرا شاخهای از رمانتیسم ادبی است که یر خلاف رمانتیسم فردی، مسائل و مشکلات جامعه را مورد توجه قرار میدهد. سعاد الصباح و سیمین بهبهانی دو شاعر توانای ادب معاصر عربی و فارسی، در طول دوران شعری خود، علاوه بر رمانتیسم فردی، رمانتیسم جامعهگرا را با موفقیت تجربه کردهاند.این پژوهش به دنبال آن است تا با روش ...
بیشتر
رمانتیسم اجتماعی یا جامعهگرا شاخهای از رمانتیسم ادبی است که یر خلاف رمانتیسم فردی، مسائل و مشکلات جامعه را مورد توجه قرار میدهد. سعاد الصباح و سیمین بهبهانی دو شاعر توانای ادب معاصر عربی و فارسی، در طول دوران شعری خود، علاوه بر رمانتیسم فردی، رمانتیسم جامعهگرا را با موفقیت تجربه کردهاند.این پژوهش به دنبال آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی و بر اساس مکتب آمریکایی به تطبیق مهمترین مؤلفههای رمانتیسم جامعهگرا در اشعار این دو شاعر بپردازد و وجوه اشتراک و افتراق آنها را بیابد.فقر، همدردی با محرومان، فساد و ناهنجاریهای اجتماعی، آزادیخواهی، وطنگرایی، دفاع از حقوق زنان و بهرهگیری از طبیعت و پدیدههای آن به صورت رمز یا نماد در به تصویر کشیدن مشکلات اجتماعی با تکیه بر احساس، عاطفه و خیال از مهمترین موضوعات مشترک اشعار این دو بانوی شاعر است؛ با این تفاوت که توجه به فقر، وضعیت محرومان جامعه و بیعدالتیهای اجتماعی در شعر سیمین و وطنگرایی در شعر سعاد، جلوه و نمود بیشتری دارد؛ در موضوع دفاع از حقوق زنان، سیمین حتی به دفاع از زنان روسپی و مطرود از جامعه میپردازد که این ویژگی در شعر سعاد دیده نمیشود.
دوره 3، شماره 10 ، تیر 1392، ، صفحه 103-121
چکیده
فرهنگ ایرانی، از دیرباز تاکنون، یکی از پربارترین فرهنگهای بشری به شمار آمده و همواره مورد توجّه شاعران قرار گرفته است. مهیار دیلمی، از شاعران ایرانیتباری است که فرهنگ و تمدّن خویش را به ادبیّات عرب معرّفی نموده است. نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی - تحلیلی با هدف شناسایی زوایای گوناگون فرهنگ و تمدّن اصیل ایرانی در اشعار مهیار دیلمی ...
بیشتر
فرهنگ ایرانی، از دیرباز تاکنون، یکی از پربارترین فرهنگهای بشری به شمار آمده و همواره مورد توجّه شاعران قرار گرفته است. مهیار دیلمی، از شاعران ایرانیتباری است که فرهنگ و تمدّن خویش را به ادبیّات عرب معرّفی نموده است. نوشتار حاضر، پژوهشی توصیفی - تحلیلی با هدف شناسایی زوایای گوناگون فرهنگ و تمدّن اصیل ایرانی در اشعار مهیار دیلمی است که به شیوهای نظاممند به بررسی جشنها، آداب و رسوم ایرانی، الفاظ و واژههای فارسی، ذکر پادشاهان ایرانی و... در دیوان مهیار میپردازد. در این مقاله، ضمن اثبات تأثیرپذیری عمیق مهیار از فرهنگ و تمدّن ایرانی، به این نتیجه نیز دست یافتهایم که علاقة قلبی مهیار دیلمی به سرزمین خویش، او را از توجّه به مبادی اسلامی بازنداشته است؛ امّا معرّفی فرهنگ و تمدّن جامعة ایرانی به ادیبان عرب، از دغدغههای مهمّ فکری اوست و دلیل بر این مدّعا، بسامد واژگان و اصطلاحات فارسی در دیوان اوست.
.