ادبیات تطبیقی
شیوا صادقی؛ علی اکبر محسنی
چکیده
این پژوهش با رویکردی میانرشتهای و بهرهگیری از نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس، به واکاوی مؤلفههای عقلانیت، کنش ارتباطی، زیستجهان و استعمار زیستجهان در رمانهای «زینة» نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی میپردازد. تحلیل متن نشان میدهد ساختارهای خانوادگی و اجتماعی در این رمانها اغلب بر محور عقلانیت ابزاری ...
بیشتر
این پژوهش با رویکردی میانرشتهای و بهرهگیری از نظریه کنش ارتباطی یورگن هابرماس، به واکاوی مؤلفههای عقلانیت، کنش ارتباطی، زیستجهان و استعمار زیستجهان در رمانهای «زینة» نوال السعداوی و «سهم من» پرینوش صنیعی میپردازد. تحلیل متن نشان میدهد ساختارهای خانوادگی و اجتماعی در این رمانها اغلب بر محور عقلانیت ابزاری استوارند و به بازتولید سلطه و فرودستی شخصیتهای زن منجر میشوند. این وضعیت در سطوح فردی و جمعی، استعمار تدریجی زیستجهان سوژههای زن را رقم میزند و امکان شکلگیری کنش تفاهمی و عقلانیت ارتباطی را محدود میسازد. با این حال، روایت در بزنگاههایی به مقاومت و بازاندیشی شخصیتهای زن پرداخته و از تلاش آنان برای بازتعریف خود و بازیابی زیستجهان سخن میگوید. این مطالعه بر پایه روش تحلیل کیفی و خوانش انتقادی نشان میدهد پیوند نظریه هابرماس با متون ادبی میتواند ابعاد پنهان سلطه و مقاومت را در لایههای معناشناختی و گفتمانی اثر آشکار کند. یافتهها بیانگر آن است که این رمانها فراتر از یک بازنمایی اجتماعی، بستری برای پرسشگری از نظامهای عقلانیت ابزاری و مناسبات مردسالارانه است و لحظاتی را ترسیم میکند که در آن عقلانیت انتقادی و کنش ارتباطی به مثابه امکانهایی برای بازسازی پیوندهای انسانی و بازیابی زیستجهان استعمارشده رخ مینمایند. این تحلیل در نهایت بر ظرفیت ادبیات در شفافسازی ساختارهای قدرت و ارائه بدیلی انسانیتر مبتنی بر گفتوگو، تفاهم و خرد جمعی تأکید میکند.