ادبیات تطبیقی
عاطفه رحمانی؛ مهین حاجی زاده؛ عبدالاحد غیبی
چکیده
نظریه نشانهشناسی منطقی گیرو بخشی از نظریه نشانهشناسی اوست که طی آن رمزگانها را به سه دسته منطقی، زیبایی شناسانه و اجتماعی تقسیم کرده است. رمزگانهای منطقی، مبتنی بر تجربه عقلی-عینی انسانها هستند و با رابطه علی و معلولی پدیدهها سر و کار دارند. از آن جایی که این نظریه را در تحلیل اشعار و متون ادبی نیز میتوان استفاده کرد، پژوهش ...
بیشتر
نظریه نشانهشناسی منطقی گیرو بخشی از نظریه نشانهشناسی اوست که طی آن رمزگانها را به سه دسته منطقی، زیبایی شناسانه و اجتماعی تقسیم کرده است. رمزگانهای منطقی، مبتنی بر تجربه عقلی-عینی انسانها هستند و با رابطه علی و معلولی پدیدهها سر و کار دارند. از آن جایی که این نظریه را در تحلیل اشعار و متون ادبی نیز میتوان استفاده کرد، پژوهش حاضر که با روش تحلیلی-توصیفی انجام شده، اشعار عزالدین میهوبی و احمد شاملو را بر مبنای نظریه نشانهشناسی منطقی گیرو و بر اساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی، تحلیل کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که رمزگانهای منطقی در اشعار دو شاعر در رمزگانهای عملی، معرفتشناختی و پیرازبانی تجلی یافتهاند. استفاده از خون شهدا در قالب رمزگان عملی در شرایطی که کشور در خفقان و ظلمت به سر میبرد به عنوان محرکی برای تنظیم حرکت جمعی مردم در برابر حاکمان ظالم است. به کارگیری کهن الگوی مسیح در قالب رمزگان معرفت شناختی که نویدبخش و تداعی کننده غم و اندوه است، وضعیت اندوهناک وطن دو شاعر را مجسم میکند. رمزگانهای پیرازبانی نیز به صورت رمزگانهای هموندی، فاصله ای و جایگزین های زبان به کار رفته اند؛ این موارد از وجوه تشابه در اشعار این دو شاعر است که در پرتو رمزگانهای منطقی مورد واکاوی قرار گرفته است و به کمک هر یک از رمزگانها می توان به لایه های پنهانی معنا و مفاهیم شعری آنان دست یافت. نوع احساسات شعری (شخصی و اجتماعی) و تفاوت فرهنگی و مذهبی از وجوه اختلافی اشعار این دو شاعر است.
ادبیات تطبیقی
علی اکبر نورسیده؛ علی باقری؛ محمد فاطمی
چکیده
نشانهشناسی پییرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانههای زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدانها تعلق میگیرد مورد واکاوی قرار میدهد. رمزگان زیباییشناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانههای القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانههای چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن ...
بیشتر
نشانهشناسی پییرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانههای زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدانها تعلق میگیرد مورد واکاوی قرار میدهد. رمزگان زیباییشناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانههای القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانههای چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی میدهد که در این حالت تحلیلگر با نشانههایی روبه رو است که به شکل نظامی در آمدهاند. رنگ سبز از جمله نشانههایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابلهای دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی میشود. از این رو مقاله حاضر میکوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پییر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان میدهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژهای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد میکنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگواژه سبز قلمداد میکنند.علاوه بر این رنگواژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زندهدلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.