ادبیات تطبیقی
بهزاد پورقریب؛ محبوبه خلیلی؛ سجاد عربی
چکیده
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمیتوان شناخت. روانشناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد میزیستند و شخصیتهای ...
بیشتر
بررسی رابطه ادبیات با سایر علوم انسانی یکی از رویکردهای ادبیات تطبیقی است و ادبیات را خارج از بافت فرهنگی و مناسبات آن با سایر علوم به درستی نمیتوان شناخت. روانشناسی از جمله این علوم است که به تبع آن «نقد ادبی روانکاونه» شکل گرفت. «آلبر دو موپاسان» و «میخائیل نعیمه» تقریباً در یک برهه زمانی واحد میزیستند و شخصیتهای اصلی دو داستان کوتاه آنها تحت عناوین ولگرد و کوتوله از دیدگاه نقد روانکاوانه، دارای وضعیتی مشابه هستند و قابلیت واکاوی تطبیقی براساس نظریه شخصیت آلفرد آدلر را دارند. «احساس حقارت»، «عقده حقارت»، «سبک زندگی»، «علاقه اجتماعی» و «غایت زندگی» مهمترین مولفههای نظریه آدلر به شمار میرود. در این پژوهش با هدف شناخت هرچه بیشتر دو اثر، شخصیتهای داستانهای آنها و به تبع آن شخصیت خود نویسندگان از لابه لای آثار آنها، تلاش شده است شخصیت اصلی این دو داستان با روش تحلیل محتوا و در چارچوب مکتب آمریکا و براساس نظریه آدلر واکاوی تطبیقی شوند. نتایج تحقیق نشان داد که شخصیت هر دو داستان تحت تاثیرجامعه نابسامان نویسندگان شکل گرفتهاند. عقده حقارت در ولگرد ناشی از توجه بیش از حد و همچنین بیتوجهی است اما در کوتوله این عقده حقارت از مشکلات جسمی و قباحت منظر نشات میگیرد.
ادبیات تطبیقی
حانیه مجیدی فرد؛ احمدرضا حیدریان شهری؛ صدیقی بهار؛ اسماعیل تاج بخش
چکیده
اخلاق، از ضروریترین عناصر زندگی اجتماعی انسان است و بین زیست اخلاقی و کمال انسان و همچنین دست یافتن به آزادی و رهایی، ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. میخائیل نعیمه از ادیبان صوفیگرا در ادبیات معاصر عربی و احمد شاملو از شاعران نوگرای معاصر، در ادبیات فارسی محسوب میشوند؛ آن دو، رهایی و آزادی را وابسته به اراده فردی میدانند؛ ...
بیشتر
اخلاق، از ضروریترین عناصر زندگی اجتماعی انسان است و بین زیست اخلاقی و کمال انسان و همچنین دست یافتن به آزادی و رهایی، ارتباطی تنگاتنگ وجود دارد. میخائیل نعیمه از ادیبان صوفیگرا در ادبیات معاصر عربی و احمد شاملو از شاعران نوگرای معاصر، در ادبیات فارسی محسوب میشوند؛ آن دو، رهایی و آزادی را وابسته به اراده فردی میدانند؛ هدف از پژوهش حاضر، دریافتن گزارههای ارزشی و هنجارهای اخلاقی مورد نظر میخائیل نعیمه و احمد شاملو در تجربه رهایی است. این پژوهش، ابتدا به گزارههای ارزشی و سپس به هنجارهای اخلاقی مشترک آنها، اشاره میکند و در انتها، به چگونگی بازنمایی گزارههای ارزشی و هنجارهای اخلاقی در مفهوم رهایی، میپردازد. نگارندگان کوشیدهاند تا با کاربست روش توصیفی-تحلیلی و بر مبنای مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی به خوانش آثار این ادیب و شاعر بپردازند. دستاوردهای پژوهش نشان میدهد که گزارههای ارزشی این دو ادیب و شاعر، مشترک بوده است و تفاوت در انعکاس این گزارهها، در آثارشان، با توجّه به گفتمانشان، خواهد بود؛ به این صورت که تفکّر وحدت وجود در آثار میخائیل نعیمه فعالتر عمل میکند و در آثار شاملو، ایدئولوژی عشق پررنگتر خود را نشان میدهد و گفتمانهایی که این دو، در آثارشان برگزیدهاند، در بازنمایی این گزارههای اخلاقی در رسیدن به رهایی، تأثیر گذاشته است، بهگونهای که در آثار نعیمه، با توجّه به گفتمان عرفانی، رهایی روحی و معنوی بازنمایی میشود و در آثار شاملو، بازتاب این گزارههای ارزشی و اخلاقی، براساس گفتمان حماسی، رهایی اجتماعی است.